[1]- فرزند و سفیر امام پنجم شیعیان در فین کاشان

پس از این واقعه، اهالی فین کاشان با خود عهد بستند تا روز قیامت، هر سال یکبار در دومین جمعهٔ پاییز (جمعهٔ قالی) که مقارن با روز خاکسپاری حضرت سلطانعلی (ع) است، به زیارتش در مشهد اردهال بیایند و یاد واقعهٔ شهادت و مراسم خاکسپاری او را در سالگرد شهادتش با مراسم قالیشویان زنده نگه دارند.
قالیشویان از جمله آیینهایی است که ریشه و بنمایه در فرهنگ کهن ایرانی و رنگ و جلوه در فرهنگ مذهبی ایران اسلامی دارد. ارکان اصلی آیین قالیشویی در دورهٔ اساطیری، پرستش نیروهای فوقطبیعی و در فرهنگ کشاورزی ایران بنیاد گرفته و در کالبد فرهنگ مذهبی مردم شیعهٔ ایران جلا دیده و با انگارههای فرهنگی-دینی و اعتقادات و باورهای جمعی مردم شیعه درآمیخته و بهصورت رفتاری مذهبی حیات تازه گرفته است. رسم تابوتگردانی و تابوتشویی برای طلب باران در فصل پاییز از رسمهای کهن ایرانیان کشاورز بوده و هنوز هم در برخی پارهفرهنگهای سرزمین ایران بازمانده است.
تجمع هر سالهٔ مردم فین و کاشان در اردهال و برداشتن یک تخته قالی که مظهر تابوت امامزاده سلطانعلی (ع) است، بردن آن بر سر چشمه و پاشیدن آب با چوب روی قالی، از سویی اشاره به رسم کهن بارانخواهی از طریق تابوتشویی تمثیلی در حوزهٔ آداب مذهبی شیعیان حاشیهٔ کویر دارد و از سوی دیگر، خاطرات مصائب قهرمان شهید تاریخ دینی و مذهبی را از طریق شستوشوی تابوت تمثیلی زنده نگه میدارد و آرمانخواهی و شهادتطلبی را در ذهن جمع تشییعکنندگان قالی (تابوت) برمیانگیزد و روحیهٔ رزمندگی و استقامت را در آنها تقویت میکند.
از دیرباز در اندیشهٔ ایرانی، مرگ هماره یک تحول بزرگ و گذار در نظر گرفته شده و نه پایان مطلق زندگی. مرگ آغازی است برای حضور در جهانی دیگر. ایرانیان در مسیر زیستنی دوباره اما اینبار جاودانه، به کاربرد آیینی قالی بهعنوان زینت مزار و قبر میرسند که حامل نمادهای تمدنی و دینی است. از نمونههای باشکوه این سنت، قالیهای نفیسی است که زمانی آرامگاه شاه عباس دوم صفوی در قم را زینت دادند.
قالیهای مقبرهٔ شاه عباس دوم مرکب از ۱۴ قطعهٔ بزرگ و کوچک است که همزمان طراحی و بافته شده است


از مجموع این قطعات، ۱۲ قطعه در موزهٔ حرم حضرت معصومه (س) در شهر قم نگهداری میگردد. به جز این چهارده قطعه، یک قالیچهٔ زربفت و سیمبافت دیگر (گلابتون) نیز به این مجموعه تعلق دارد که از حیث طراحی و شیوهٔ بافت تفاوت آشکاری با سایر قطعات دارد و جزء مجموعهٔ اصلی نبوده اما گفته میشود که بهعنوان پوشش سنگ مقبرهٔ شاه عباس از آن استفاده میشده است

قالی شگفتانگیز ۱۲ ضلعی مقبره، اصلیترین بخش از این مجموعه به شمار میآید که تداعیکنندهٔ بهشتی است که همهٔ ادیان وعده دادهاند

ترنج مرکزی قالی مصداق حوض ایرانی است؛ از اینرو خالی از هر نقشی است. در طراحی این قالی، برای پرهیز از قرینگی عناصر دو قطعه قالی، از ابتدا یک نقشهٔ کامل طراحی شده است. پرواضح است که هدف از این حرکت، رسیدن به نقوشی است که به واقعیت باغ ایرانی نزدیکتر باشد. چیدمان درختان سرو، معروف به درخت زندگی، و درهمتنیدگی شاخههای آن با درختان انار در این قالی در هیچ قالی دیگری دیده نمیشود. در اسلام، درخت سرو را درخت طوبی میدانند که درختی بهشتی است. از اینرو نقشمایهٔ سرو روی مقابر جنبهٔ تقدس دارد که بعد از اسلام بهصورت نمادین زیاد دیده میشود. در قالی ۱۲ ضلعی، افزون بر ترسیم باغی مملو از گل و درختان پر از میوههای بهشتی، نوعی حرکت نظیر پرتوهای خورشیدی وجود دارد که استعارهای از حرکت به سوی تعالی است و بر معنویت حاکم بر فضای قالی افزوده است.
قالی در اینجا علاوه بر زینت مزار، برهانی بر ایمان شاه و سندی بصری بر پیوند سلطنت و مذهب است.
پهنکردن قالی بر روی قبرها در بسیاری از مزارات و آرامستانهای ایران همچنان مرسوم است. البته تغییرات سبک زندگی، آیینهای سوگواری را نیز تحتالشعاع خود قرار داده و استفاده از سنگهای زیبا و گرانقیمت، تنوع قالیها و روفرشیهای ماشینی و استفاده از میز و صندلی، بر کمرنگشدن حضور قالی بر سر مزارها تأثیرگذار بوده است.
با واکاوی مفهومی استفاده از قالی بر قبر، به پنج مفهوم نمادین در قلب و ذهن ایرانیان میرسیم:
- قالی بهمثابهٔ سفره یا پوششی بر روی قبر
سفره در همهٔ سنتها معنایی از برکت و رحمت الهی و نشان از رزق و روزی خداوند است. قالی بهعنوان سفرهای قلمداد میشود با خوراکیهای رایج برای مهمانان که لطف معنوی آن هدیهای است برای سفر اخروی متوفی

- قالی نشانی از شأن و منزلت و تمکن مالی متوفی
هر خانوادهای با هر سطح اجتماعی و توان اقتصادی سعی در تهیهٔ قالی میکردند تا این رسم هرچه آبرومندتر برگزار شود و به اصطلاح عامیانه «قبر لخت نماند». حتی سادهترین و کم توانترین افراد از لحاظ اقتصادی، سعی بر پوشاندن قبر با قالی داشتند. در تاریخ ایران رسم بوده است بعد از جمعکردن قالی از روی مزار متوفی، برای دفع چشمزخم آن را تکهتکه و بین فقرا تقسیم میکردند. ما نیز خوب میدانیم که سنت قطعهقطعه کردن پارچهها و پردهآویزها در اماکن مقدس، همچون خانهٔ کعبه، مرسوم بوده و هست. ولی امروزه در بیشتر مناطق ایران به هیچ وجه برخوردی اینچنین با قالی نمیشود و پس از اجرای آیین، قالی به کارکرد قبلی خود که همان کفپوش بوده است برمیگردد.
- قالی با هر طرح و نقش، ولی مناسب اندازهٔ قبر
در این آیین، قاعده یا اصولی بر طرح و نقش یا رنگ قالی مورد استفاده وجود ندارد. طبیعی است که هر منطقهٔ قالیبافی از دستبافتههای اصیل خود برای پوشش قبر استفاده میکنند. مثلاً هنگامی که یک بلوچ فوت میشود، قالی بلوچی بر مزار او پهن میکنند. ابعاد قالی نیز تا حدودی تحت قاعده بوده و باید نزدیک به ابعاد یک قبر باشد

اما گاهی قالیهای بزرگتری نیز پهن میشوند که افراد بر روی آن در گرداگرد قبر مینشینند که با اصل آیین سنخیتی ندارد.
قالی بهعنوان یکی از مهمترین وسایل زیستن، نشان و نمادی از خانههای ایرانیان است. قالی بر مزار، یادآور خانهٔ جدید و ابدی متوفی است و آخرین نقشی است که قالی در زندگی اینجهانی او ایفا میکند. قالی در این آیین، یاد و نشانی است از آرزوی بهشتی که ایرانیان آن را بافتهاند.
در این دسته از قالیهای گور که بیشتر متعلق به طبقهٔ اجتماعی متمول یا روحانیون بلندپایه است و مخصوص قبر بافته میشود، مشخصات متوفی شامل نام و نام خانوادگی و تاریخ تولد و وفات و همچنین گاه اشعاری متناسب با شخصیت، نحوهٔ مرگ یا نقش متوفی در خانواده (پدر، مادر و...) بر روی قالی بهصورت کتیبه بافته میشود

این دسته از قالیها، برخلاف چهار دستهٔ قبلی، بهصورت دائم بر قبر پهن بوده و معمولاً در مقبرههای محصور خانوادگی دیده میشود.
نگارنده نمونهای از این قالیچهها را در حرم حضرت معصوم در قم بر مزار عالمی جلیلالقدر رویت کرده که به قالی بزرگ پارچهٔ زیرین دوخته شده بود ولی اخیراً با مفروش شدن صحن با قالیهای ماشینی، اثری از آن دیده نمیشود.
بسیاری از هنرمندان طراح، نقاش، رنگرز، چلهدوان و قالیباف که در طول عمر خود در درازنای تاریخی این هنر در خلق آثاری متنوع و متعدد نقش داشتهاند و در گمنامی چشم از جهان فروبستهاند؛ چه بسیار قالیهایی که به علت ویژگیهای شیمیایی الیاف طبیعی تجزیه شده و به دامن طبیعت برگشتهاند؛ اما در برههای از تاریخ تمدن ایران، نقر حروف، مشاغل و هنرهای اموات بر سنگ قبور در ادیان مختلف باعث ماندگاری یاد و خاطرهٔ ایشان و هنرشان شده است.
از متداولترین نقشهای به کار برده شده بر سنگ قبور، بهخصوص در مناطق ایلیاتی و روستایی ایران، تصویر انتزاعی زنان و مردانی است که در کنار ایشان، نقوش ابزار و ادواتی همچون دار قالی همراه با نقشمایهای بافته بر آن، قیچی، دوک نخریسی، وسایل رنگرزی و... حجاری شده است




حجاری هنرمندانهٔ این سنگها، نه تنها نشاندهندهٔ شغل مردان و زنان بلکه نشانهای از هویت، منزلت اجتماعی و تعلق فرد به جهان تار و پود است؛ بازنمایی نمادین از قالی بهعنوان حافظهٔ زیسته است.
در این سنگ، مرگ پایان نیست، امتداد حیات در شکل دیگری است. این سنگمزارها را که بعضی پژوهشگران این حوزه «پردیسنگاره» نامیدهاند، امتداد همان قالی زیبایی است که در گهواره مهیا کرده بودند؛ ادامهٔ قالی پازیریک است؛ همان قالیای است که هنگام مرگ بر جسد و مزارش گسترانیدند؛ اما با کمترین خدشه و تجزیه، برای نسلهایی متمادی ماندگار است.
منابع:
- بلوکباشی، علی، (1379). قالیشویان مناسک نمادین قالیشویی در مشهد اردهال، تهران، دفتر پژوهشهای فرهنگی.
- بهپور، باوند؛ امامی پری، آذر. (فرش ایرانی، تصویر نیست)، فصلنامه هنرهای تصویری حرفه: هنرمند، شماره73، پاییز 1398.
- پنجه شاهی، الهه؛ کلهرودی، الهام. (تاملی بر مطالعه ساختاری فرش دوازده ضلعی مقبره شاه عباس دوم). پژوهشنامه تاریخ تمدن اسلامی، دوره 55، شماره2، اسفند1401.
- ژوله، تورج. (باورشان را می بافتند. بافندگی در ایران؛ آمیزه ای از سنت، هنر و عامیانه ها). فصلنامه میراث و گردشگری گیلگمش، شماره6، پاییز1396.
- ژوله، تورج (1391). شناخت فرش، برخی مبانی نظری و زیرساخت های فکری، تهران، انتشارات یساولی.
- ژوله، تورج با همکاری سیروس پرهام (1395). گنجینه ملی فرش ایران، تهران، انتشارات یساولی.
-کارگر، حمید. (فرش دستباف ایران، شاه کلید دیپلماسی هنری). مجله فرهنگی، هنری آنگاه، شماره16، زمستان 1400.
- میرزایی، عبداله. (مفاهیم نمادین نقش مایه های قالی پازیریک). دوماهنامه پژوهش در هنر و علوم انسانی، شماره6(پیاپی هشت)، اسفندماه 1396.
- نوری، اکرم؛ کاتب فاطمه. ( نقش قالی در آیین های سوگواری خراسان). دو فصلنامه جامعه شناسی هنر و ادبیات، دوره10، شماره دوم، پاییز و زمستان 1397.