فرش دستباف ابریشم قم، بعد از یک قرن حضور مدارم در بازارهای ملی و بین المللی، همواره نامی فاخر در میان دوستداران هنر ایرانی داشته است؛ دستبافتهای که تاریخی از ذوق، فرهنگ و هویت را در دل خویش حمل میکند. سالهاست که این قالی در ذهن بسیاری، بهعنوان اثری هنری و نفیس شناخته میشود؛ گاهی بر دیوارها آویخته میشود، گاهی زیر سقف یک عمارتی مجلل پهن میگردد، گاهی در صندوقچهها برای نسلهای بعدی به یادگار میماند و گاهی همچون سرمایهای ارزشمند خرید و فروش میشود.
قالی ابریشم قم؛ شکوهی بر روی دیوار یا هنری گسترده بر روی زمین؟
چکیده
فرش دستباف ابریشم قم، بعد از یک قرن حضور مدارم در بازارهای ملی و بین المللی، همواره نامی فاخر در میان دوستداران هنر ایرانی داشته است؛ دستبافتهای که تاریخی از ذوق، فرهنگ و هویت را در دل خویش حمل میکند. سالهاست که این قالی در ذهن بسیاری، بهعنوان اثری هنری و نفیس شناخته میشود؛ گاهی بر دیوارها آویخته میشود، گاهی زیر سقف یک عمارتی مجلل پهن میگردد، گاهی در صندوقچهها برای نسلهای بعدی به یادگار میماند و گاهی همچون سرمایهای ارزشمند خرید و فروش میشود.
اما پرسشی که ذهن من را به خود مشغول کرده این است: قالی ابریشم قم با این ویژگی منحصر به فرد و ظرافت، دقیقا چه کارکردهایی دارد؟ آیا این دستبافته ظریف، صرفا برای نمایش شکوه و جلال بر روی دیوار است یا می تواند به زندگی روزمره مردم نیز راه پیدا کند؟ آیا تولید قالی ابریشم باید در همین چارچوب همیشگی خود با تراکم گرههای بالا باقی بماند؟ یا میتوان آن را با ویژگی های متفاوتتر تولید کرد و برای آن کارکردهایی تازه و متناسب با نیازهای امروز تعریف کرد؟
برای یافتن پاسخ این پرسشها، به سراغ چند تن از تولیدکنندگان و فروشندگان فرش دستباف ابریشم قم رفتم؛ کسانی که سالهاست در متن بازار و در کنار خریداران و دوستداران قالی ابریشم زندگی میکنند و بهتر از هر کس دیگر میتوانند از واقعیتها، دغدغهها و فرصتهای پیشروی این هنر سخن بگویند. در این گفتگوی ویژه، تلاش کردم از خلال پرسشهای عمومی و چالشی، دیدگاههای متنوع آنان را بشنوم و به مخاطبان قالی ابریشم قم منتقل کنم؛ دیدگاههایی که گاه همراستا و گاه متضادند، اما در نهایت یک هدف مشترک را دنبال میکنند: ارزش هنر قالی ابریشم قم.
***
اولین گفتوگو را با آقای محمدرضا تاجررشتی (رشتیزاده)، فرزند استاد علی رشتیزاده و میراثدار مکتب قالی تمام ابریشم قم آغاز کردم. نگاهی که او به فرش دستباف ابریشم دارد، همیشه ذهنم را به تأمل وامیدارد.

تصویر 1- محمدرضا تاجررشتی (رشتی زاده) در نمایشگاه چله
محمدرضا رشتیزاده بر این باور است که قالی ابریشم، پیش از هر چیز باید همان کارکرد اصیل خود را حفظ کند؛ یعنی گستراندن بر روی زمین. او میگوید اگر این دستبافته بیشتر بهعنوان شیئی تزیینی روی دیوار یا در قالب اکسسوریهای لوکس به کار رود، در حقیقت فلسفه اولیه قالی زیر سؤال میرود. از این رو او معتقد است، قالی ابریشم، تنها نمایشگر شکوه و جلال بر روی دیوار نیست؛ بلکه عظمت آن در این است که آدمها را در یک فضا گرد هم میآورد و با حضورش، وحدت و صمیمیت میآفریند. به همین دلیل، اگر درست درک شود، میتواند در زندگی روزمره انسان امروز نیز جریان پیدا کند؛ نه به شکل یک کفپوش معمولی، بلکه همچون قطعهای هنری که با زندگی آمیخته میشود.
وقتی بحث به رجشمار در قالی ابریشم قم میرسد، او میگوید: «در مکتب قم، ظرافت همیشه ارزشمند بوده، اما این به آن معنا نیست که قالی ابریشم تنها زمانی ارزش دارد که با رجشمارهای بسیار بالا بافته شود. ظرافت میتواند در نگاه طراح، در انتخاب رنگ، در ترکیببندی نقشها و حتی در طراحی فضاهای خالی قالی باشد. قالی ابریشم حتی با رجشمار پایین، اگر با رعایتِ تناسبِ صحیح در اندازه ضخامت الیاف و با مواد اولیه مرغوب و طراحی خاص و هنرمندانه تولید شود، میتواند ارزشی وصف نشدنی داشته باشد. ما باید یاد بگیریم کیفیت و ارزشمندی را تنها در شمارش گرههای قالی ابریشم قم خلاصه نکنیم».
در بحث کارکردهای تازه، محمدرضا رشتیزاده از تجربههایش در پاریس و ژنو یاد میکند؛ جایی که دکوراتورهای برجسته به او نشان دادهاند چگونه یک قالی میتواند به عنوان یک هنر اصیل جزئی از معماری فضا باشد، نه فقط شیئی مستقل. او باور دارد که نخستین وظیفه پدیدآورندگان قالی ابریشم این است که پیش از نگاه کالایی، آن را بهعنوان هنر و فرهنگ ببینند. به اعتقاد او، زمانی که قالی ابریشم در جایگاه واقعی خود یعنی بهعنوان یک هنری اصیل شناخته شود، میتواند در میان هنرهای تجسمی نیز جایگاهی درخور بیابد و همین نگاه، مسیرهای تازهای از کارکردهای ویژه میان هنرمندان دنیا میگشاید.
از نگاه محمدرضا رشتیزاده، قالی ابریشم قم بیش از آنکه متعلق به گذشته باشد، آیندهای درخشان دارد؛ آیندهای که در آن سنت و مدرنیته دست در دست هم میدهند تا داستانی تازه برای این هنر دیرینه نوشته شود.
وقتی از میان دههها تجربه و هزاران قالی که در پیشینهی نودسالهی برند فرش رشتیزاده خلق شده، از محمدرضا رشتیزاده پرسیدم اگر تنها یک قالی را برای زندگی روزمرهی خود برگزیند کدام خواهد بود، بیدرنگ به قالی پشم و ابریشم با نقشهی «گل آفتابگردان» اشاره کرد؛ طرحی اصیل از استاد علی رشتیزاده که او خود نیز بازبافیاش کرده است. این اثر با ترکیب نقاشی بر کرباسباف دورتادور قالی، نمونهای درخشان از پیوند میان سنت قالیبافی و هنرهای معاصر چون نقاشی است؛ انتخابی که نه تنها ریشههای خانوادگی و اصالت را زنده نگه میدارد، بلکه نشان میدهد چگونه میتوان به زبان امروز، دکوراسیونی تازه و هنری برای خانه آفرید.

تصویر 2- نمایی از قالی گل آفتاب گردان با تلفیق هنر نقاشی از کالکشن برند رشتی زاده
از آنجا که شنیدن نظر، کسی که از کودکی میان قالیهای ابریشمی نفیس قم رشد کرده، تجربهای ارزشمند در این گفتگو است، به سراغ آقای عباس دانشپور رفتم.

تصویر 3- عباس دانشپور در نمایشگاه فرش دستباف قم
عباس دانشپور از همان آغاز زندگی، که چشمش به رنگ و نقش قالی ابریشم باز شد؛ میراث خانوادگیاش با قالیهای بزرگپارچه ابریشمی گره خورده بود. اما در این میان، او مسیری متفاوت برگزید؛ مسیری که امروز او را در قلب مهد ابریشم، نه بهعنوان پدیدآورنده ابریشم، بلکه بهعنوان پدیدآورندهی قالیهای پشمی به ظرافت ابریشم شناسانده است.
وقتی از او پرسیدم چرا با وجود آن سابقهی درخشان در تولید قالیهای ابریشمی نفیس، به سراغ تولید قالیهای پشمی آمده است، از «زنده بودن الیاف پشمی» گفت. او خاطرهای را به یاد آورد: روزگاری در جوانی، وقتی در کارخانهای در اصفهان برای نخستین بار با دنیای الیاف پشمی آشنا شد، جرقهای در ذهنش روشن شد. از همان لحظه رویای تولید قالیهای پشمی به ظرافت ابریشم در او شکل گرفت. «پشم به طبیعت نزدیکتر است، حس زندگی دارد، و میتواند هم اصالت را حفظ کند و هم زندگی روزمره را همراهی کند.»
دانشپور اعتقاد دارد که قم به دلیل ظرافت قالیبافیاش شهره است؛ ظرافتی که تا امروز هیچ رقیبی نتوانسته به آن دست یابد. به همین دلیل، اگر قرار باشد در این جغرافیا، قالی پشمی هم به نام قم تولید شود، باید همان معیار اصلی یعنی «ظرافت» در آن رعایت گردد. او با تکیه بر تجربهی سالها بافت قالی ابریشم نزد پدر، امروز قالیهای پشمی با تراکم گره میانگین ۵۵ رج تولید میکند؛ فرشهایی که هم یادآور لطافت ابریشم هستند و هم برای استفادهی روزمره به عنوان کفپوش مناسبند.
به باور او، این نوع قالی، مخاطبان تازهای را جذب میکند؛ کسانی که دوست دارند نشانی از هنر قم در خانه داشته باشند، اما میخواهند بیپروا روی آن راه بروند و با آن زندگی کنند. عباس دانشپور البته همچنان بر جایگاه ویژهی قالی ابریشم تاکید میکند. او میگوید: «قالی ابریشم هنری زیبا و نفیس است؛ جایگاهش در خانه جایی است که باید شکوه و جلال را به نمایش بگذارد، هرچند به دلیل ارزش و بهای بالایش، حضورش در زندگی همه مردم امکانپذیر نیست. اما آنچه من کردهام این است که ظرافت و شکوه ابریشم را در دستبافته ای آوردم که در زیر پا گسترده میشود و همنشین زندگی ماست.»
عباس دانشپور تأکید میکند که ظرفیت قالی قم در دستان خلاقیت طراح است؛ خلاقیتی برای کارکردهایی گوناگون. از خانههای کلاسیک گرفته تا فضاهای مدرن، از قالی های ابریشم ظریف تا قالیهای پشمی لطیف. همین نگاه خلاقانه باعث شده عباس دانشپور در عرصه تولید قالی پشمی نیز نقشی تحولآفرین ایفا کند؛ او با مهارت توانسته دستبافتههایی بیافریند که هرچند از پشم ساخته شدهاند، اما به ظرافت ابریشم جلوه میکنند. یکی از شاخصترین نمونههای این نوآوری نیز در جشنواره قالی فاخر اصفهان برگزیده شد؛ اتفاقی که نشان داد چگونه میتوان با ترکیب اصالت و نوآوری، جایگاه تازهای برای قالی قم در زندگی امروز رقم زد.

تصویر 4- قالی 6 متری پشم، گل ابریشم به نام تمدن ایران از کالکشن برند عباس دانشپور، برگزیده در جشنواره قالی فاخر
از نگاه عباس دانشپور، راز ماندگاری قالی قم در این است که میان اصالت و زندگی مردم پلی زده شود؛ پلی که از میان شکوه و جلال این هنر آغاز میشود و بر تار و پود زندگی واقعی ادامه پیدا میکند و به نوعی میان عظمت قالی نفیس قم و کارکرد عملی در زندگی حقیقی تعادل ایجاد میکند.
و وقتی از او پرسیدم اگر قرار باشد تنها یک قالی برای زندگی روزمرهی خود برگزیند، بیدرنگ به یاد قالیچهای افتاد. قالیچهای پشمی با نقشهی اصیل «محرمات» که حدود سی سال پیش توسط یکی از بافندگان میانسال کارگاهش بافته شده بود؛ بینقص و پر از ظرافت. او با نگاهی پر از احساس گفت: «این قالیچه همدم من است؛ هر بار که به آن نگاه میکنم، خاطرات آن دوران و عشق به این هنر دوباره در ذهنم زنده میشود.»

تصویر 5- نمایی از قالی محرمات از کالکشن برند عباس دانشپور
برای ادامهی گفتگو درباره کارکردهای قالی ابریشم قم، به سراغ آقای محمدرضا صدیقیان رفتم.

تصویر 6- محمدرضا صدیقیان در اکسپو 2020 دبی
تولیدکنندهای جوان اما باتجربه که از سال ۱۳۷۰ تاکنون در بازار قالی ابریشم قم حضور داشته و امروز صاحب یکی از برندهای معتبر در حوزهی قالی ابریشم قم است. او همیشه بر این باور است که رشد و توسعهی بازار فرش دستباف تنها زمانی ممکن میشود که نیازهای مصرفکننده در مرکز توجه قرار گیرد.
وقتی از او دربارهی کارکردهای امروزی قالی ابریشم پرسیدم، ابتدا به همان نقش ابتدایی فرش دستباف اشاره کرد: «فرش دستباف، چه ابریشمی و چه پشمی، همانطور که از نامش پیداست، در اصل برای گستردن روی زمین بافته میشود.» اما بعد نگاه عمیقتری را بیان کرد. از نظر او، ابریشم موادی است که ذاتاً با مفهوم تجمل گره خورده و چه در لباس و چه در قالی، ابریشم همیشه نماد لوکس بودن است. به همین دلیل، هر فردی که بخواهد نشانی از شکوه و جایگاه اجتماعی خود نشان دهد، به اندازهی وسعش، حتی قطعهای کوچک از قالی ابریشمی را در خانه میگنجاند؛ خواه بر روی زمین، خواه بر روی دیوار یا میز بهعنوان اثری تزئینی.
محمدرضا صدیقیان یکی دیگر از مهمترین کارکردهای قالی ابریشم را «سرمایهای بودن» آن میداند. به گفتهی او، قالی ابریشمی هم در زمان استفاده موجب مباهات و لذت میشود و هم هنگام فروش بیشترین سود را به مالک میرساند؛ چرا که ارزش خود را بهتر از هر فرش دستباف دیگری حفظ میکند. اگرچه او بر استحکام بالای قالیهای ابریشمی نسبت به قالی های پشمی تأکید دارد، با این حال میگوید صاحبان قالی ابریشم برای آن احترام خاصی قائل میشوند و جایگاهی ویژه در خانه برایش در نظر میگیرند.
در پاسخ به این پرسش که آیا همهی قالیهای ابریشمی باید ریزبافت باشند، او نظر متفاوتی نسبت به عرف بازار دارد. محمدرضا صدیقیان میگوید: «رجشمار بالا، بیشتر نشاندهندهی مهارتِ بافنده و پدید آورنده قالی است و درست است که ارزش افزودهی مهارتی و هنری به قالی میدهد، اما لزوماً به معنای کیفیت یا ارزش بالاتر نیست.» او یادآوری میکند که بسیاری از قالیهای قدیمی قم با رجشمار ۵۰ تا ۶۰ بافته شدهاند، اما همچنان در بالاترین ردهی کیفی و اعتباری قرار دارند. به باور او، از نظر کیفی، مهمتر از تراکم گره، کیفیت الیاف ابریشم و تعداد لای الیاف آن برای خلق یک قالی بدون نقص است. او نمونههایی از بازارهای بینالمللی را ذکر میکند که نشان میدهند قالیهایی حتی در رده لوکس با تراکم گره پایین با استقبال نسل جدید مواجهاند.
وقتی صحبت به آینده رسید، محمدرضا صدیقیان افق گستردهتری را ترسیم کرد. از نگاه او، قالی ابریشم هیچ محدودیت کارکردی ندارد و هر ایدهی خلاقانهای میتواند عرصهی تازهای برای حضور آن باز کند. او میگوید: «روزی قالی فقط روی زمین پهن میشد، اما امروز جای خود را روی دیوار و حتی سقف پیدا کرده است. چه بسا در آینده بهعنوان بخشی از اکسسوریهای مدرن نیز حضور پررنگتری داشته باشد.»
و در نهایت، وقتی از او پرسیدم اگر قرار باشد تنها یک فرش دستباف برای زندگی روزمرهی خود انتخاب کند، چه خواهد بود، ایشان قالی پشمی با چلهی ابریشم، طرح لچک ترنج کف ساده به رنگ یاسی، یا یک قالی محرابی گلدانی با زمینه رنگ کرم و حاشیه رنگ خاکی که هر دو از تولیدات خودشان بوده و یادآور آرامش و حس خوب زندگی هستند را انتخاب کردند.

تصویر 7- نمایی از قالی محرابی-گلدانی از کالکشن برند محمدرضاصدیقیان
در پایان گفتگوها، به سراغ برادران موسوی رفتم؛ مالکان گالری «راه ابریشم» در قم.
آنها هرچند تنها چند سال است وارد عرصهی فروش و ارائهی فرشهای دستباف ابریشمی شدهاند، اما در همین مدت کوتاه توانستهاند پیوندی نزدیک با علاقهمندان و خریداران این دستبافتههای نفیس برقرار کنند. برای آنها، نگاه به قالی ابریشم از زاویهی مشتریان، به همان اندازه اهمیت دارد که از دیدگاه تولیدکنندگان.

تصویر 8- برادران موسوی (رضا و ابراهیم موسوی) مالکان برند راه ابریشم
از نظر برادران موسوی، کارکرد دکوراتیو قالی ابریشم بیش از هر زمان دیگری برجسته شده است. رضا موسوی میگوید: «در این دنیای بیهویتی که هیچ چیز سر جای خودش نیست، قالی ابریشم مثل میخی است که اصالت را به دیوار خانه میکوبد.» او بر این باور است که داشتن حتی یک تابلوفرش ابریشم در خانه، بهویژه برای یک قمی، نه فقط یک تزئین زیبا، بلکه نشانی از اصالت و مایهی مباهات صاحبخانه است.
یکی دیگر از کارکردهایی که آنها به آن اشاره میکنند، استفاده از قالی ابریشم بهعنوان هدیهای ارزشمند است. به گفتهی رضا موسوی، وقتی قرار است از یک شخصیت والامقام تقدیر شود، هیچ کالای لوکسی حتی ساعت یا کیف یا برندهای گرانقیمت، قدرت نمادین قالی ابریشم را ندارد. حتی قطعهای کوچک از این دستبافته، یادآور هویت و فرهنگ ایرانی است و ارزشمندترین هدیه به شمار میرود.
از منظر آنها، ماندگاری نیز ویژگی برجستهی قالی ابریشم است. به باور رضا موسوی، برخلاف تصور عمومی، نگهداری قالی ابریشمی آسانتر از قالی پشمی است و همین امر آن را به یادگاری ماندگار و پیونددهندهی نسلها بدل میکند: «قالی ابریشم میتواند خاطرهی تصویری یک خاندان باشد که سالها و دههها باقی میماند».
ابراهیم موسوی اما نگاه کاربردیتری دارد. او تأکید میکند که جای قالی ابریشم فقط بر دیوار نیست، بلکه میتواند بهعنوان کفپوش نیز استفاده شود؛ هرچند نه در هر گوشهای از خانه. او توضیح میدهد: «قالی ابریشم باید در نقطهای خاص و ارزشمند پهن شود، جایی که شأن آن حفظ شود.» او حتی از تجربهی کشورهای عربی میگوید که به دلیل گرمی هوا، قالی ابریشم بهعنوان کفپوش نسبت به پشم محبوبیت بیشتری دارد؛ چون حس خنکی دلپذیرتری به محیط میدهد.
برادران موسوی کارکرد دیگری هم برای قالی ابریشم برمیشمارند؛ پرستیژ. رضا موسوی مثالی میزند: «وقتی در یک جلسهی مهم کاری، با مهمانتان دور یک قالی ابریشم مذاکره کنید و یا اثری از این دستبافته در دیوار و یا حتی روی میز باشد، شکوه آن جلسه با هیچ وسیلهی لوکس دیگری قابل مقایسه نیست. چون این پرستیژ با اصالت گره خورده است.»

تصویر 9- نمایی از گالری راه ابریشم در استان قم
در بحث رجشمار نیز، دیدگاهشان متعادل است. آنها معتقدند تراکم گره یکی از شاخصهای مهم قالی ابریشم است، اما نه تنها شاخص. به باورشان بهتر است قالیهایی با رجشمارهای متفاوت عرضه شود تا افراد با توان مالی مختلف بتوانند سهمی از این هنر داشته باشند. البته تاکید میکنند که نباید کیفیت از حدی پایینتر بیاید، چرا که ظرافت بافت قم همان مهارت ویژهای است که باید در سطح جهانی حفظ شود.
وقتی صحبت به کارکردهای نو رسید، برداران موسوی ایدههای جسورانهای داشتند. آنها بر این باورند که آیندهی فرش ابریشم در همنشینی با معماری مدرن است. ابراهیم موسوی میگوید: «بهتر است به جای اینکه قالی ابریشم صرفاً به شکل یک تابلو روی دیوار نصب شود، بخشی از خود دیوار باشد. مثل یک دیوارکوب بزرگ که با معماری تلفیق شده و اصالت را به فضا میبخشد.» از نگاهشان، سایزهای کوچک قالی ابریشم هم میتواند در اکسسوریها و جزئیات زندگی مدرن جایگاه تازهای پیدا کند؛ مثلاً در طراحی کیفهای خاص یا حتی بهعنوان بخشی از بورد تخت خواب. به اعتقادشان، تولیدکنندگان باید جسارت تغییر سایز و قالبهای سنتی را داشته باشند تا کاربریهای نوین برای قالی ابریشم تعریف شود.
و در پایان، وقتی از انتخاب شخصیشان برای گزینش تنها یک قالی برای زندگی خودشان پرسیدیم، هر دو با هم به یک پاسخ رسیدند: «قالی پشمی سبک اصفهان، با طرح لچک ترنج ساده.» ابراهیم موسوی اضافه کرد که اگر رنگ آن آبی فیروزهای باشد، آرامشی خاص به زندگی شلوغ و پرهیاهوی امروز میبخشد.
***
وقتی همهی این روایتها را کنار هم میگذارم، تصویری چندلایه از قالی ابریشم قم پیش رویم شکل میگیرد؛ تصویری که در آن اصالت و تجمل، کاربرد و نوآوری، خاطره و آینده در هم تنیدهاند. هر یک از فعالان، قالی ابریشم را از زاویهای متفاوت دیدهاند: گاه همچون میراثی گرانبها که باید پاسداری شود، گاه همچون پلی برای پیوند با زندگی، گاه بهعنوان سرمایهای ماندگار و گاه بهمثابه هنری زنده که در معماری و طراحی معاصر جای تازهای مییابد. در نهایت اما همه بر یک نکته همصدا هستند: قالی ابریشم، همچون هر قالیِ دیگری پیش از هر چیز، بهتر است کارکرد اولیه خود را حفظ کند و آن گستراندن روی زمین است که زندگی را زیباتر و جمعها را صمیمیتر میکند؛ و ارزش آن تنها در تعداد گرههای بیشتر خلاصه نمیشود، بلکه در اصالت و نوآوری طرح، کیفیت مواداولیه و روح هنری نهفته در آن معنا پیدا میکند. همین نگاه است که میتواند این هنر کهن را در راستای خلق کارکردهای ملموستری ماندگار سازد.
نویسندگان: زهرا شوندی، دانش آموخته کارشناسی ارشد رشته فرش دستباف