گفتگو با حاج رضا محمدی، سفری است به عمق تاریخ معاصر بازار ایران. او فرزند مردی است که در «سرای بلیطیهای بازار قم» کلاه نمدی تولید می کرد و ۲۵ کارگر داشت، اما تلاطمهای سیاسی دهه ۳۰ و سایه حزب توده، مسیر تحصیل رضا را به سمت حجرههای فرش دستباف کج کرد. او که الفبای کار را نزد اساتیدی چون «مصطفی قریشی» و «قاسم دخیلی» آموخته بود، خیلی زود دریافت که دنیای قالی فراتر از مرزهای قم است. سفرهای هفتگی او به تهران در دهه ۴۰ و میزبانی از تجار آلمانی و فرانسوی، نگاه او را به «بازار هدف» تغییر داد. او کسی است که شاهد عینیِ تبدیل شدن قالی ابریشم قم از یک ایده نوپا در سال ۴۵، به یک برند جهانی در دهه ۵۰ بوده است؛ روزگاری که دستمزد بافت یک قالی ابریشم، معادل بهای یک خانه بود.
نیمرخ: از حجرههای «سرای بلیطیها» تا کریدورهای بینالمللی
نام: حاج رضا محمدی (محمدبیگی)
تولد: سال ۱۳۲۱، قم
آغاز فعالیت: سال ۱۳۳۴ با شاگردی در بازار فرش دستباف
نقطه عطف: ورود به عرصه منشیگری و بازرگانی از سال ۱۳۴۰ و برقراری ارتباط با خریداران اروپایی از سال ۱۳۴۵
افتخارات: صادرکننده نمونه استان (2 مرتبه) و کشور سال 1369، رکورددار بزرگترین محموله هوایی فرش دستباف صادراتی تاریخ ایران در سال ۱۳۶9
اتاق بازرگانی قم: از مؤسسین دوره دوم اتاق بازرگانی قم در سال 1362، (دوره اول در سال 1311 تأسیس و در سال 1315 منحل گردید). ریاست اتاق بازرگانی قم از سال 1366 تا 1390 (6 دوره 4 ساله)، از سال 1361 عضو هیأت رئیسه اتحادیه صنف تولید و فروش فرش دستباف قم.

تصویر 1: حاج محمد محمدبیگی، پدر حاج رضا محمدبیگی

تصویر 2: حاج رضا محمدی (محمدبیگی)
صادرات فرش دستباف، پس از صادرات نفت
- وقتی ارزش قالی از خانه بالاتر بود
ابوالفضل رنجبر: به نظر شما، اینکه یک قالی میتوانست معادل قیمت یک خانه ارزش داشته باشد، بیشتر نتیجهی چه شرایط خاصی از بازار و اقتصاد آن دوره بوده؟
حاج رضا محمدی: در گذشته صنعت به معنای امروز وجود نداشت؛ در قم کارخانهای نبود. رتبه اول صادرات نفت بود و رتبه دوم قالی. ارزش قالی در آن زمان به قدری بالا بود که یک بافنده وقتی قالی اش را از دار پایین میآورد، با پول آن میتوانست خانه بخرد، جهیزیه کامل تهیه کند و در تمام طول مدت بافت هم، مخارج زندگیاش تأمین شود. به خاطر دارم در سالهای ۵۲ و ۵۳، برای دو نفر از بافندههایم دو خانه ۱۰۰ متری خریدم؛ هر کدام ۱۰۰ هزار تومان. با پول همان فرش دستبافی که بافته بودند، هم صاحبخانه شدند و هم هزینه یک سال زندگیشان تأمین شد. در واقع، قالی در آن زمان نه یک کالا، که یک «سرمایه برتر» بود؛ حتی ارزشمندتر از ملک و طلا.
- محمولهای که در تاریخ ماندگار شد
ابوالفضل رنجبر: یکی از بزرگترین اقداماتی که در حوزه صادرات قالی انجام دادید، چه بود؟
حاج رضا محمدی: من سالها صادرکننده نمونه استان و یک سال صادرکننده نمونه کشور بودم. یکی از بزرگترین کارهایم که گمان نمیکنم دیگر تکرار شود، مربوط به اواخر دهه ۶۰ (حدود سال ۶۹ یا ۷۰) بود. در آن زمان یک هواپیمای جمبوجت ۷۴۷ را به صورت دربست اجاره کردم و محمولهای شامل ۷۰۰ عدل فرش دستباف (هر عدل شامل ده تخته فرش دستباف) را در فرانکفورت آلمان به زمین نشاندم. آن روزها بازار، تشنه قالی ایرانی بود و ما شب و روز در کارخانههای قالیشویی مشغول عدلبندی بودیم تا بار را به گمرک برسانیم. اما امروز ۶-۷ سال است که به دلیل مشکلات راه صادرات، هیچ خروجی نداشتهام و فقط در بازار داخلی فعالیت میکنم.
ابوالفضل رنجبر: این کاهش شدید صادرات قالی ایرانی به دنیا را چگونه توصیف میکنید؟
حاج رضا محمدی: اگر بخواهید عمق فاجعه را درک کنید، باید به وضعیت بندر هامبورگ نگاه کنید. زمانی در آنجا بین ۲۵۰ تا ۳۰۰ انبار بزرگ قالی متعلق به تاجران ایرانیِ فعال بود. امروز از آن تعداد، شاید تنها ۷ انبار باقی مانده باشد. در دهه هفتاد صادرات قالی ما به رقم خیرهکننده یک میلیارد و ۳۰۰ میلیون دلار رسید، اما اکنون این رقم به زیر ۱۰۰ میلیون دلار سقوط کرده است.
- تیشه «قوانین خلقالساعه» به ریشه هنر
ابوالفضل رنجبر: محدودیتهای ارزی چه تأثیری بر بازار و جایگاه فرش دستباف ایران گذاشتهاند؟
حاج رضا محمدی: مشکل ما فقط تحریم خارجی نیست؛ بخش بزرگی از مشکل، داخلی است. این قوانین خلق الساعه و غیرقابل پیش بینی صادرات فرش دستباف و بالتبع بازار آن را خراب کرده است. کسانی که میخواستند به فرش دستباف کمک کنند، برعکس عمل کردند. از جمله پیمان ارزی، دولت برای فرش دستبافی که هیچ ماده اولیهای به آن نمیدهد و کاملاً مستقل است، پیمان ارزی گذاشت. تاجر باید تعهد بدهد که ارز را در مدت کوتاهی- بین چهار تا هشت ماه- برگرداند، از یکسو قالی ممکن است در این مدت فروش نرود و از سوی دیگر سیستم بانکی بسته است و ما مجبوریم با صرافها کار کنیم.
- بیمهری به قالی و ظهور رقبای صنعتی
ابوالفضل رنجبر: با این همه، چرا قالی ایرانی از جایگاه دوم صادرات سقوط کرد؟
حاج رضا محمدی: به فرش دستباف بیمهری شد. دولت حمایت را از این هنر برداشت. جالب است بدانید که امروز در قم، صنعت کفش ماشینی جای فرش دستباف را گرفته و سالانه بیش از ۱۰۰ میلیون دلار صادرات دارد. ما ۳۰۰۰ کارخانه های مختلف در قم داریم که در حال تولید و صادرات هستند. اما فرش دستباف که ریشه ماست، در سایه قرار گرفته است. با این حال، قالی را نباید با کفش و سفال و منبت مقایسه کرد؛ ارزش یک تخته قالی گاهی با ۵۰۰ هزار دلار برابری میکند، رقمی که در صنایع دستی دیگر دستنیافتنی است.
- بازار در تسخیر رقبای نوظهور
ابوالفضل رنجبر: با وجود کیفیت بالای قالی ایرانی، چرا امروز بازار جهانی در دست هند، پاکستان، ترکیه و نپال است؟
حاج رضا محمدی: امروز بازار جهانی در دست این کشورها است. نه به این خاطر که آنها از ما بهترند؛ بلکه به این دلیل که ما در بازارهای جهانی یا حضور نداریم (مانند بازار آمریکا) و یا حضورمان کمرنگ است. وقتی قالی ایران نباشد، مشتری برای اقناع نیاز خود سراغ رقیب میرود. ما از نظر کیفیت هنوز حرف اول را میزنیم، اما وقتی صادرات کم باشد، کیفیت به تنهایی معجزه نمیکند.
- برندینگ سنتی، هویت موزهای و جادوی قالی ابریشم قم
ابوالفضل رنجبر: به نظر شما اگر بخواهیم ارزش قالی ایرانی را کالبدشکافی کنیم، قالی ابریشم از چه چیزی جان میگیرد؟
حاج رضا محمدی: ارزش قالی در یک زنجیره خلاصه میشود: ابتدا طرح و نقشه، سپس رنگآمیزی، و در نهایت کیفیت بافت و سلامت فیزیکی قالی. اما ورای این مباحث فنی، یک رکن اساسی دیگر وجود دارد و آن «صاحب قالی یا برند قالی» است. برخی تولیدکنندگان برای قالی خود «صاحبی» میکنند؛ یعنی نامشان تبدیل به برند شده است. اینها کسانی هستند که حتی در بحران فعلی هم ارزش کارشان را حفظ کردهاند. مثلاً نام هایی مانند جمشیدی، رجبیان، ارمی، کاشی زاده و تعدادی دیگر وزنی دارند که باعث میشود قالی شان روی زمین نماند. در واقع در بازار امروز، مشتری (چه داخلی و چه خارجی) به دنبال اطمینان است و برند، این اطمینان را به آن ها می دهد.
- تقابل سنت و مدرنیته؛ اینستاگرام در برابر حجره
ابوالفضل رنجبر: با تغییر سبک بازاریابی و ورود فضای مجازی، چگونه میتوان ارزش سنتی فرش دستباف را حفظ کرد؟
حاج رضا محمدی: سبک کار من هنوز 50 درصد سنتی است؛ یعنی صبوری میکنم تا مشتریِ قالیشناس که ارزش فرش دستباف را می فهمد، بیاید. اما واقعیت این است که علم بازاریابی تغییر کرده. امروز اینستاگرام و فضای مجازی به یک واقعیت غیرقابل انکار تبدیل شدهاند. قدیمیها میگفتند: «اگر بگویی قالی برای فروش دارم، ۲۰ درصد از ارزشش کم میشود!» این نگاهِ سنتی به دنبال حفظ وقار کالا بود. اما امروز تبلیغات گستردهای انجام میشود؛ هرچند معتقدم بسیاری از این تبلیغات، حتی یکدهمِ ادعاهایشان هم فروش ندارند، اما به هر حال مسیر بازار عوض شده و نمیتوان جلوی کسی را گرفت که قالیاش را در اینترنت به نمایش نگذارد. هر کسی مشتری خودش را دارد.
- قالی به مثابه روایت؛ از موزه ویکتوریا تا دارِ قالی
ابوالفضل رنجبر: میگویند این قالی «روایت» دارد. این روایتگری از کجا میآید؟
حاج رضا محمدی: ریشه این حرف در اصالت نقشهها است. بسیاری از تولیدکنندگان بزرگ ما مثل مرحوم حاجی یدالله رجبیان و حاج علی رشتی زاده، به موزههای بزرگ دنیا مثل «ویکتوریا و آلبرت» لندن یا موزههای پاریس میرفتند و از نقشههای اصیل و کهن آنجا الهام میگرفتند. وقتی شما به مشتری میگویید این نقشه، پشتوانه موزهای دارد یا فلان داستان اساطیری پشت آن است، در واقع به قالی «سندیت» میدهید. قالی بدون شناسنامه و روایت، فقط یک زیرانداز است؛ اما قالی برنددار، مثل یک اثر هنری امضاشده است که هر چه بگذرد، ارزشش بیشتر میشود..
- پدیده قم؛ جهش صدساله در تاریخ هزارساله
ابوالفضل رنجبر: چه عواملی باعث شد قالی قم در کمتر از یک قرن به سطح شهرهای با سابقهای مثل اصفهان و تبریز برسد؟
حاج رضا محمدی: فرش دستباف قم نسبت به شهرهایی مثل اصفهان، تبریز، کرمان یا همدان، بسیار نوپاست؛ شاید کمی بیش از یکصد سال قدمت داشته باشد، در حالی که اصفهان سابقه ۷۰۰-۸۰۰ ساله دارد. اما قم یک ویژگی هوشمندانه داشت؛ به دلیل نزدیکی به تهران و ارتباط مستقیم با تاجران خارجی، به سرعت ذائقه جهانی را شناخت. تولیدکنندگان قم رنگ و نقشه را از شهرهای دیگر گرفتند و آن را در قالب «تمام ابریشم» به کمال رساندند. قم توانست در کمتر از یک قرن، خود را همردیف غولهای قالی ایران مثل تبریز و اصفهان قرار دهد و امروز در حوزه ابریشم، بیرقیب باشد.

تصویر 3: حاج رضا محمدی (محمد بیگی) همراه با مجموعه ای تقدیرنامه ها و تندیس ها
ارزش افزوده، سرقت برند و زوال تدریجی یک سنت
- برندسازی در محاصره دزدانِ نام
ابوالفضل رنجبر: وقتی تشخیص اصالت قالی ایرانی تا این حد دشوار است، چطور میتوان جلوی تقلب را گرفت؟ شنیدهام حتی مارک تولیدکنندگان بزرگ را جعل میکنند.
حاج رضا محمدی: بله، تنها راه نجات خرید مستقیم از خودِ تولیدکننده است. وقتی کسی از آقای «جمشیدی»، «رجبیان» یا «کاشیزاده» فاکتور میگیرد، خیالش راحت است؛ اما در غیر این صورت، بازار پر شده از کپیهایی که نه اصالت دارند و نه ضمانت.
- تولیدکننده در نقش «کارگردان هنری»
ابوالفضل رنجبر: من تولیدکننده را «کارگردان هنری» میبینم که از صفر تا صدِ یک اثر (نقشه، رنگ، بافت) را مدیریت میکند. اما چرا این اعتبار فقط به نام تولیدکننده است و طراح یا بافنده سهمی از این مالکیت معنوی ندارند؟
حاج رضا محمدی: ببینید، قالی از لحظه پیله بودن تا تبدیل شدن به ابریشم و رنگآمیزی و بافت، تماماً «ارزش افزوده» است. اما اینکه این ارزش افزوده تبدیل به یک کالای یک میلیاردی شود یا دویست میلیونی، به مغز کارفرما بستگی دارد. همانطور که در یک ساختمان، همه از بنا تا نقاش زحمت میکشند اما اعتبار نهایی به نام «معمار» نوشته میشود، در قالی هم تولیدکننده است که میداند کدام طرح را با کدام رنگ جفت کند تا بازار بپسندد. البته اگر کسی کنجکاو باشد، ما نام طراح و نقاش را هم میگوییم، اما در نهایت، این امضای تولیدکننده است که هویت قالی را میسازد.
- بازاریابی به سبک آزمون و خطا
ابوالفضل رنجبر: آیا تولیدکنندگان قم بر اساس نیازسنجی بازار و سلیقه مشتری حرکت میکنند؟
حاج رضا محمدی: صادقانه بگویم؛ خیر، ما هنوز از بازارسنجی علمی کم استفاده می کنیم. در مورد ذائقه هم، هنوز هیچچیز جایگزین نقشههای اصیل نشده است. طرحهای دکوراتیو و جدید آمدهاند، اما نتوانستهاند جای اصالت را بگیرند. این دو در کنار هم هستند و هر کدام مشتری خودشان را دارند.
- فرار نسل جوان از پیله ابریشم
ابوالفضل رنجبر: چرا نسل جدید دیگر قالی را به عنوان سرمایه یا حتی یک اثر هنری نگاه نمیکند؟
حاج رضا محمدی: چون «درآمد» حرف اول را میزند. وقتی از خویشان من که در کار قالی بود، جذب کار دیگری میشود و با خوشحالی میگوید درآمدش چندین برابر است، چه انتظاری از دیگران داشته باشم؟ جوان امروز حوصله و صبوریِ فروش فرش دستباف را ندارد. قالی ابریشم قم به زودی از دست تولیدکنندگان متفرقه خارج میشود و فقط در دست چند «برند» بزرگ باقی میماند. بقیه به دلیل نبود بازار و سود کم، یکییکی از این چرخه حذف میشوند.
تکنولوژی در خدمت اصالت؛ فرجامِ هنرِ صبور
- سوغاتی از ازمیر؛ وقتی کامپیوتر به یاریِ گرهها آمد
ابوالفضل رنجبر: ورود طراحی کامپیوتری چه تغییری در سرعت فروش و تطبیق قالی قم با سلیقه جهانی ایجاد کرد؟
حاج رضا محمدی: در سالهای اوج فعالیتم، هر زمان به خارج از کشور میرفتم، به جای سوغاتیهای معمول، با پوشهای از مجلات و طرحهای روز برمیگشتم. هدفم این بود که سلیقه جهانی را به تولیدکننده قمی نشان دهم. اما تحول بزرگ در سال ۱۳۷۵ رخ داد. در سفری به ازمیر ترکیه، دیدم که طراحان پشت کامپیوتر نشستهاند و نقشه میکشند. آنجا بود که فهمیدم ما چقدر در ایران با آزمون و خطا پیش میرویم؛ در ترکیه قبل از بافت، رنگ و حاشیه را در مانیتور عوض میکردند و نتیجه را میدیدند. من این ایده را به قم آوردم و به بزرگانی چون «حاج جواد کاظمی» و «برادران شیرازی» پیشنهاد دادم. ابتدا برایشان سخت بود، اما وقتی دیدند قالیهایی که با پیشفرضِ کامپیوتری بافته شده، چقدر سریعتر و بهتر به فروش میرسد، تکنولوژی جای خود را در بازار سنتی قم باز کرد.
- رنگرزی علمی؛ پایانِ «رنگهای اتفاقی»
ابوالفضل رنجبر: تکنولوژی در رنگرزی هم تأثیر گذاشته است؟
حاج رضا محمدی: بله، روشهای سنتی دیگر جوابگوی حجم و کیفیت بازار امروز نیست. قدیما رنگها در هر پارت، کمی تغییر میکردند (کمرنگ یا پررنگ تر میشدند)؛ اما امروز با فرمولهای دقیق کارخانهای، «رنگ گلی شماره ۳۳» همیشه همان است که بود. این ثبات رنگ برای مشتری خارجی و برندینگ بسیار حیاتی است.
- فرجام قالی ایرانی: بقای اصلح
ابوالفضل رنجبر: آیا ۵۰ سال دیگر، فرش دستباف برای ما باقی میماند؟
حاج رضا محمدی: قالی از بین نمیرود، بلکه «کم» میشود. بافتهای متفرقه و بیکیفیت حذف خواهند شد و بازار منحصراً در دست «برندها»، کسانی که اصالت و کیفیت را فدای سود آنی نمیکنند، باقی می ماند. من مشتریانی در آلمان و آمریکا دارم که فرش دستباف را برای نسلهای بعدِ خود به ارث میگذارند. دختری که تصویر قالیِ مادرش را میآورد و میگوید «من دقیقاً همین را برای خانهام میخواهم»، نشان میدهد که این هنر ریشهدارتر از آن است که به کلی نابود شود. قالی ایرانی از حالت یک کالای مصرفی خارج شده و به یک «میراث خانوادگی» تبدیل خواهد شد.