الهه نوید، زنی ۶۳ ساله و زادهی تهران است. او از همان کودکی به پشتکار و سختکوشی شناخته میشده و تحصیلاتش را در مدارسی گذرانده که بر شکلگیری شخصیت او تأثیر بسیاری گذاشته است. امروز در حوزه داروخانه و داروسازی مشغول است؛ حرفهای که هیچ نسبتی با قالی ندارد. خانوادهاش هم پیشینهای در این حوزه ندارند، مگر در دو نسل قبل، که آیینهکاری در خاندان نوید جایگاه ویژهای داشته و نام حاج عبدالکریم نوید بر دیوارهای آیینهکاری شدهی کربلا و نجف مانده است.
الهه نوید؛ زنی که قالی را برای عشق به ایران میبافد
چکیده

تصویر 1- الهه نوید، دکتر دارو ساز و تولید کننده فرش دستباف اصفهان
اما ریشههای علاقه به قالی، از نوجوانی در دل الهه جوانه زد. در شانزده-هفدهسالگی، در سفری به اصفهان، پای در خانهی خالهاش گذاشت؛ جایی که او مشغول بافت قالی کلاسیک اصفهان بود. همانجا بود که این هنر چشم و دلش را گرفت. از آن پس، هر بار که خانوادهاش برای خرید قالی میرفتند، ناخودآگاه به سراغ او میآمدند؛ بیآنکه تجربهای داشته باشد، نگاهش جزئیات و ویژگیهای هر قالی را درمییافت.
سالها گذشت تا اینکه بیماری سختی سر راهش قرار گرفت: سرطان. او اما بیماری را شکست داد و با خود اندیشید که زندگی کوتاهتر از آن است که علایق آدمی در دل بماند. همین شد که تصمیم گرفت به دنیای قالی قدم بگذارد. او با مهندس احراری تماس گرفت و خواست تا استادی در اصفهان معرفی کند. دلش میخواست قالی اصفهان ببافد؛ برای عشق به ایران و برای آنکه اثری ماندگار از خود به یادگار بگذارد.
با ورود به این مسیر، تازه فهمید که هنوز هنرمندان نامآور بسیاری هستند که با عشق، قالیهایی باکیفیت میآفرینند. با این حال، او راه خودش را میرفت: طراحی نقشههای اختصاصی، سفارش رنگرزیهای گیاهی و دقت به سلامت محیط کار بافندگان. آپارتمانی همکف اجاره کرد تا بافندگان در محیطی سالم و راحت کار کنند. حتی پرداخت دستمزدها را مستقیم به حساب زنان بافنده واریز میکرد، نه شوهرانشان؛ برای او این اصل مهم بود که هر بافنده شخصیتی مستقل دارد.
الهه نوید تنها به بافت قالی بسنده نکرد. کتابها خواند، در کنگرهها و نشستها شرکت کرد و مقالات علمی را دنبال نمود. از آثار تورج ژوله و نازیلا دریایی گرفته تا یادداشتهای دانشجویان هنر را مطالعه کرد. علاقهاش به دورههای صفویه و قاجار باعث شد در طراحیهایش از گل و مرغ و نمادهای طبیعت بهره گیرد. برای او، قالی فقط کالایی برای بازار نبود؛ هر قالی باید اندیشه و پیامی داشته باشد. قالی «نوید بهار» او بازتاب زایش و رویش در نخستین روز سال است، با خورشید، ترنج، آهوها و پرندههایی که نوید زندگی میدهند. قالی «نوید حیات» او هم الهام گرفته از آیهای قرآنی است که از دمیدن روح خدا در انسان سخن میگوید؛ فضایی بهشتی با پرندگان عاشق، طرحی که شنوندگانش را شگفتزده میکرد.

تصویر 2- بخشی از قالی بافته شده توسط الهه نوید
او در کنار طراحی، از اشعار نیز بهره میگیرد. در حاشیهی برخی قالیهایش کتیبههایی از حافظ نقش بسته که با تفأل به دست آمدهاند. اما همهی این شور و هزینهها گاهی با مخالفت خانوادهاش روبهرو میشد. فرزندانش میگفتند بهتر بود سرمایهاش را به طلا و دلار تبدیل کند، چراکه او هیچیک از قالیهایش را نفروخته است. با این حال، الهه نوید ادامه میدهد، چون برای او عشق به قالی بالاتر از سود اقتصادی است.
از نگاه او، قالی ایرانی صرفاً کفپوش یا وسیلهای تزئینی نیست؛ مایهی عزت و افتخار ایران است. او هرگز از قالی ماشینی استفاده نکرده و باور دارد که حتی با وجود گرانی، بسیاری میتوانند قالیهای روستایی و عشایری را جایگزین کنند. او به روشنی به کارکردهای مغفول قالی اشاره میکند: همانطور که در روسیهی سرد، قالیها به دیوار آویخته میشدند تا خانه را گرم نگه دارند، امروز هم میتوان از قالی در طراحیهای مدرن بهعنوان پوشش دیوار استفاده کرد.
الهه نوید از آینده قالی ایران نگران است. تعطیلی کارگاهها در اصفهان و بیکاری بافندگان، او را به این نتیجه رسانده که اگر حمایتی جدی نشود، چشمانداز این هنر تیره خواهد بود. او معتقد است قالی را نباید تنها صنعتی وابسته به وزارت صمت دانست، بلکه میراثی فرهنگی است که نیازمند پشتیبانی واقعی است.
با همهی این نگرانیها، آرزوهای بزرگی در دل دارد: روزی برسد که هر ایرانی قالی دستباف در خانهاش داشته باشد؛ همهی تولیدکنندگان به رنگرزی گیاهی بازگردند؛ بافندگان به حق واقعی خود برسند؛ و شکوه و عظمت قالی ایران همچون دوران صفویه، دوباره بدرخشد. او میگوید:
«من آمدهام تا قالی ایران عظمت دوبارهاش را پیدا کند، هرچند خودم کسی نیستم اما قدمی کوچک به سهم خودم برمیدارم. امید دارم با اتحاد همه، این هنر دوباره به جایگاه شایستهاش در جهان بازگردد.»

تصویر 3- الهه نوید و آثارش در نمایشگاه
نویسندگان: گروه تولید محتوای ایران گره