آقای فلین خلاصه ای از خاطرات خصوصی دبلیو. ال. فلین

مضامین فرش دستباف تاریخ فرش دستباف چشم‌انداز، ایده و تفسیر ژورنال های داخلی
(0.0 از 0) 2

چکیده

دبلیو. ال فلین (تصویر 1) پسر یکی از شرکای منچستری زیگلر به مدت 40 سال برای اهداف شرکت زیگلر در ایران سفر کرد. زیگلر یک شرکت نساجی الیاف پنبه‌ی منچستر بود که طاقه‌های پارچه پنبه‌ای خود را به ایران صادر می‌کرد تا با پول آن برایش در اطراف سلطان آباد (اراک امروزی) قالی ببافند. فلین یادداشت‌های شخصی مسافرت‌هایش با حدود شصت عکس از جامعه ایران که خود عضوی از آن بود را به جای گذاشته؛ بیشتر یادداشت‌های خودخواهانه او گزارش سفر است. اما نکات مهمی در خلال آن به وفور وجود دارد که ویژگی‌های آن روزگار را بیان می‌کند. متاسفانه او کمتر در مورد قالی‌های خودشان نوشته است.

. این جستار در هشتمین شماره از جلد دوم «مجله انجمن ایران» با «عنوان مدیران زیگلر در ایران» منتشر شد که عنوان آقای فلین در نشریه دستباف برای آن انتخاب شده است.

[1]. W.Leonard Flinn

3. پژوهشگر و بازرگان فرش، سردبیر مجله انجمن ایران، در کالج بالویل دانشگاه آکسفورد فارسی و ترکی را آموخت و یکسال را در دانشگاه شیراز گذراند. سالهای 1972 تا 1976 میلادی (1351 تا 1355 شمسی) در همدان مامور خرید قالی برای شرکت ا، سی، ام لندن بود و به همه جای ایران سفر کرد. از کتابهای او «سه شتر به سوی ازمیر» است.

آقای فلین خلاصه ای از خاطرات خصوصی دبلیو. ال. فلین

تصویر 1: لیوناردو فلین هنگام ترک شیراز ، 1921

 

فلین اولین بار در سال 1903[1] وقتی 22 ساله بود به ایران رفت. با کشتی بخار از مسیر مرسوم، به باتومی[2] و با قطار به تفلیس[3] و ایروان[4] مسافرت کرد و سپس با درشکه پستی به جلفا و تبریز رسید. شرکت زیگلر در سال 1856[5] در طرابوزان[6] تاسیس شده بود، بعدا شعبه‌ای در تبریز افتتاح کرد و شرکت سوییسی دینر هنهارت[7] را تصاحب نمود . زیگلر در دوران اوج شکوفایی خود، نمایندگی‌هایی در تهران، سلطان آباد، یزد، اصفهان، شیراز و  بوشهر تاسیس کرد. کسب و کار آنها صادرات طاقه‌های پارچه تولید شده از پنبه منچستر و پشم بود. در حدود سال 1876[8] آنها در واردات قالی سلطان آباد سرمایه گذاری کردند. سلطان آباد در آن زمان شهری بود دارای ده هزار نفر جمعیت ساکن و در مرکز منطقه‌ای بزرگ حدود 80 مایل مربع[9] قرار گرفته بود؛ با تعدادی روستا که قالی‌بافی در آنها جریان داشت. آنها یک قطعه زمین بایر خارج از شهر را خریدند و چندین خانه مسکونی، دفاتر و فروشگاه‌ها، رنگرزخانه، اصطبل‌ها و باغ‌هایی را که با دیوارهای شانزده فوتی[10] احاطه شده بود، ساختند. جایی که به قلعه زیگلر معروف شد (تصویر 2).

 

[1]. هجری شمسی 1281-2 سال  

5. شهر بندری گرجستان امروزی

[3]. پایتخت کشور گرجستان امروزی

[4]. پایتخت کشور ارمنستان امروزی

[5]. سال 5-1234 هجری شمسی

[6]. شهری در شمال شرق ترکیه امروزی

[7].Dinner, Hanhart & co

11. سال 5-1254 هجری شمسی

12. معادل 207 کیلومتر مربع

13. معادل 5 متر

آقای فلین خلاصه ای از خاطرات خصوصی دبلیو. ال. فلین

تصویر 2: قلعه زیگلر، سلطان آباد

 

در ابتدا 40 دستگاه یا کمی بیشتر دار قالی‌بافی در شهر داشتند. بافت بسیاری از قالی‌ها در روستا‌های اطراف انجام می‌شد (تصویر 3). در عرض ده سال 1200 دار قالی‌بافی در شهر برپا و کم کم سر و کله دیگر شرکت‌های اروپایی هم پیدا شد. شرکت‌های جی. سی. پی هوتز و پسران[1] از هلند و خیلی بعد از آن پتاگ[2] آلمانی از مهم‌ترین آنها بودند.

 

14 J.C.P. Hotz & Son. 14

15.Pesische Teppich Aktiengesellschaft

آقای فلین خلاصه ای از خاطرات خصوصی دبلیو. ال. فلین

تصویر 3: بردن پشم به خانه، سلطان آباد، 1905

 

در سال 1893[1] کنسول بریتانیا[2] در اصفهان برای بازدیدی گسترده به سلطان آباد آمد و تحت تاثیر آنچه دید قرار گرفت. بدون هیچ مساعدت و کسب امتیازی از سوی دولت، به سادگی اما با کار سخت و صادقانه،  در مواجهه با مشکلات بسیار و مخالفت‌های زیادی که از سوی بازرگانان و دلالان محلی وجود داشت، کسب و کار زیگلر به طور شگفت‌انگیزی ایجاد شد به نحوی که ما چیزی شبیه آن را در ایران نداریم. در هیچ یک از شهر‌های ایران چنین شواهدی از ثروت و رفاه را ندیده‌ام. مردم خوش لباس و دارای اعتماد نفس بوده، خوشحال به نظر می‌رسند. همه آنها با مزد قالی‌بافی زندگی می‌کنند و اثرات خوب آن در کل جامعه آشکار است.

در سال 1902[3] خبرنگار مورنینگ پست[4] مدتی را در سلطان آباد بود. او تعبیر لرد کرزن در کتابش به نام «ایران و قضیه ایران (1893)» را به تمسخر گرفت که نوشته بود اروپایی‌ها به خاطر به کار بردن رنگ‌های آنیلینی مسئول فقدان اصالت در قالی معاصر ایران هستند، و یادآور شد که کرزن در واقع از سلطان آباد بازدید نکرده بود و رنگرزخانه‌های زیگلر اصلا رنگ آنیلینی به کار نبرده‌اند. درباره اصالت طراحی نوشت، زیگلر فراهان سالها به خاطر رنگ‌های ثابت، طرح‌های خاص ایرانی و کیفیت و دوام خیلی خوب بافت آن مشهور بود. در اوایل هر وقت طرح‌های سفارشی مشتریان کاملا ایرانی نبودند، زیگلر اغلب حاضر به قبول سفارش آنها نبود. بزرگ‌ترین سفارش آنها بازبافی یک تخته قالی معروف اردبیل بود که برای یک مشتری آمریکایی بافته شد.

در مورد کسب و کار قالی اطلاعات خامی به فلین داده شده بود. تا آن زمان فلین بیشتر از دو ساعت سوار اسب نشده بود. او در یک سفر 45 مایلی[5] در یک جاده خیلی ناهموار زمستانی برای بازدید از روستا‌ها و سرکشی کردن قالی‌های روی دار از تبریز به هریس رفت. بعد از یک دوره کارآموزی در تبریز او با چهار اسب رهسپار تهران شد. یک اسب برای خودش، اسبی برای بار و بنه‌اش، یک اسب برای پیش‌خدمت و اسبی دیگر برای شاگرد چاپار که باید همه اسب‌ها را به تبریز برمی‌گرداند.

شرکت زیگلر مبادلات کمی با تهران داشت، اما تهران مرکز اقتصادی کشور بود. بانک سلطنتی بریتانیا در ایران تنها بانک منتشر کننده اسکناس بود و این اسکناس‌ها فقط در شهرهایی که صادر شده بود قابل پرداخت بود. اسکناس پول رایج شهرستان‌ها و مناطقی که سکه رواج داشت؛ نبود. زیگلر مجبور شد بارهای سکه نقره- قران- را به سلطان آباد بفرستد تا بتواند برای خرید قالی سرمایه‌گذاری کند.

بزرگ‌ترین محموله سکه آن‌ها برای تامین مالی در مرز روسیه و افغانستان در سال 1885[6] بود که به خاطر آن زیگلر مبلغ هنگفتی را به صورت نقدی در مشهد تحویل داد. این سکه‌ها از سراسر ایران جمع آوری شد و چند صد مایل بوسیله شتر و قاطر حمل گردید. هر کاروان یک کارمند اروپایی به عنوان محافظ به همراه داشت. یک محموله پستی مخصوص و فوری به ارزش چندصد هزار پوند، بدون توقف از تهران، در 560 مایل[7] دورتر و در کمتر از شش روز توسط اسب‌های پست تحویل شد.

فلین از تهران سوار بر درشکه پستی (تصویر 4) راه اصفهان مرکز اصلی توزیع کالاهای منچستر زیگلر در ایران را در پیش گرفت. خانه زیگلر در انتهای جنوبی خیابان چهارباغ، در نزدیکی پل الله وردی خان[8] قرار داشت. فلین که پسر یکی از شرکا بود باید به دیدن بازرگانان مهم محلی می‌رفت. یکی از تجار پیشکسوت اصفهان همه تاجران را به کاروان‌سرای خودش دعوت کرد، جایی که در حین خوردن چای آن‌ها به فلین معرفی شدند.
 

[1]. سال 2-1271 هجری شمسی

[2]. لرد کرزن

18. سال 1-1280 هجری شمسی

[4] . Morning Post

20. معادل 72 کیلومتر

[6] . سال 4-1263 هجری شمسی

22. معادل 900 کیلومتر

23. سی و سه پل

آقای فلین خلاصه ای از خاطرات خصوصی دبلیو. ال. فلین

تصویر 4: درشکه پستی با دو محافظ بختیاری، 1921

حاکم اصفهان در این زمان ظل السلطان پسر ارشد ناصرالدین شاه بود. او به خاطر اینکه فرزندی از زنان صیغه‌ای شاه بود و از مادری غیر قاجار زاده شده بود، مورد توجه بود. او روابطی دوستانه با انگلیسی‌ها و نفوذی هم طراز روحانی بزرگ، آقای آقانجفی (تصویر 5) داشت. قدرت روحانیون آنقدر بود که غالبا می‌توانستند با صدور یک فتوا کالاهای اروپایی را تحریم کنند. فراوان اتفاق می‌افتاد که تلگراف‌های محرمانه زیگلر یک صفحه کامل از کدها و علامت‌های اختصاری داشت که این بخش از تجارت‌شان را گزارش می‌داد.

آقای فلین خلاصه ای از خاطرات خصوصی دبلیو. ال. فلین

تصویر 5: آقا نجفی و شاگردان، اصفهان، 1905

 

کالاها در بازار با قیمت پایه ثابت، مثلا 5 پنی برای هر یارد[1] پارچه نخی فروخته می‌شدند، اما با تخفیف ها یا اعتبارات مختلف مربوط به زمان، قیمت‌ها تغییر می‌کرد. قیمتی می‌توانست 5 پنی در 14 ماه یا 5 پنی در 18 ماه ذکر شود، که هر ماه معادل یک درصد بود. اگر بازرگانی پول نقد می‌پرداخت که به ندرت این اتفاق می‌افتاد، تخفیف 8 تا 12 درصدی دریافت می‌کرد. به تجار با توجه به موقعیت‌شان از 2 تا 7 هزار پوند اعتبار داده می‌شد که 6 درصد سود، سالیانه پرداخت می‌کردند. این داد و ستد برای بازرگانان مناسب بود، زیرا هیچ بانکی چنین مساعده‌ای و حتی نرخ سودی نزدیک به آن را به پول آنها نمی‌داد. همه حساب‌ها باید در سال نو ایرانی، 21 مارس، تسویه می‌شد.

قلعه زیگلر در سلطان‌آباد مسیر کوتاهی را به سمت جنوب شهر ایجاد کرد. راه ورود به دره، رودخانه‌ای کوچک بود که در تابستان‌ها خشک می‌شد. در بالای دره، کوه سفیدخانی با ده هزار فوت[2] ارتفاع برافراشته شده که غالبا در تابستان هم پوشیده از برف بود. آن سوی دریاچه نمک دوباره سرزمینی به طرف سلسله کوه‌های تفرش پدیدار می‌شد. حدود 35 مایل[3] به غرب، دشت توسط صخره‌های سنگ آهک کوه وفس محصور می‌شد. گرچه در دشت نهر‌های آب دایمی جریان نداشت، اما آب‌های زیرزمینی فراوانی نزدیک کوه‌ها جاری بود که بوسیله قنات‌ها یا کانال‌های زیرزمینی متصل به هم تعداد زیادی از مزارع و روستاها را آبیاری می‌کرد .

وقتی که فلین مدیر محلی تیودور اشتراوس[4] را ملاقات کرد قرار بود برای خرید پشم به همدان، سنه و کرمانشاه سفر کند. اشتراوس پانزده سال در ایران زندگی کرده بود و دوست داشت بدون عجله و سر فرصت مسافرت کرده، جاده‌های فرعی را بررسی کند. فلین هم در این سفر با او همراه شد. از آنجایی که برخی از قسمت‌های کشور نا امن بود، آنها هفت خدمه مسلح، دو درشکه و هشت قاطر را برای حمل چادرها، سازماندهی کردند. اردو زدن از ماندن در روستاها که پر از دزد بود ایمن‌تر بود.

فلین روزهایش را با سرکشی دارهای قالی، روستا به روستا با اسب سپری می‌کرد. به یکی از روستاهایی که فلین بازدید کرده بود توسط تعدادی از سارقان روستای همجوار دستبرد زده شده بود و تعدادی از گوسفندان آنها را برده و قالیبافان بینوا را رها کرده بودند. فلین و محافظانش به روستای متخلف رفتند و 400 راس از گوسفندان خود را به سلطان آباد بردند. سپس به روستاییان حق انتخاب داده شد که دعوای خود را همان‌جا حل و فصل کنند و یا پرونده به مقامات دولتی ارجاع شود. با علم به طمع مقامات دولتی، آنها به توافق رسیدند.

در اتفاقی دیگر، بزرگان یک روستا با تحریک یکی از رقبای ورشکسته، اعلام کردند که هر بافنده‌ای به زیگلر قالی تحویل دهد 10 تومان (معادل دو پوند آن روز) جریمه خواهد شد. روستا متعلق به یکی از پسران ظل السلطان بود که از او خواست تا مانع این کار نامعقول شود.

در سال 1907[5]، زمانی که ایران در جریان جنبش مشروطیت کاملا بی قانون بود، فلین مجبور شد قانون را خود اجرا کند.

او محافظان مسلح خود را برای بازداشت قالی‌بافان روستایی که قصور کرده بودند و حتی نمایندگان محلی زیگلر که از پشم تحویلی برای بافت قالی‌های دلالان محلی استفاده کرده بودند، به کار گرفت و آنها را در قلعه زیگلر نگه می‌داشت تا اینکه حساب‌های خود را تسویه کنند. گاهی اوقات غذایی که به این حرام‌زاده ها داده می شد بسیار خوب بود به نحوی که آنها از این‌که در بازداشت هستند خوشحال بودند. اما تهدید تحویل‌شان به مقامات محلی باعث می‌شد سریعا منظم و درست‌کار شوند.

اعتبار و نفوذ زیگلر آنقدر بود که ساختمانش برای معاونت کنسول‌گری بریتانیا انتخاب شد و مدیرانش برای سال‌های پس از آن معاون کنسولی افتخاری می‌شدند.

یک موقعیت فوق‌العاده که خارج از برنامه تا سال 1911 یا 1912[6] رخ داد مدیریت یک آلمانی بود. سفارت آلمان همین شیوه را برای شعبه پتاگ در سلطان آباد که اولین مدیر آن یک انگلیسی بود اتخاذ کرد.

در سال 1914[7] وقتی که جنگ[8] آغاز شد مدیران زیگلر و پتاگ انگلیسی بودند و این پایان معاونت کنسولی آلمانی‌ها بود.

با آغاز جنگ در تبریز مدیر زیگلر یک آلمانی بود. هر ولفینگر[9] مردی باوجدان و وظیفه شناس بود. حساب‌ها را بست و دفاتر خود را مرتب کرده، استعفا داد. اما قبل از سامان دادن سایر امور، روس‌ها به ایران حمله کردند؛ ولفینگر و خانواده‌اش را به عنوان دشمن اسیر و زندانی کرده و به روسیه بردند. مقامات بریتانیا به تهران رفتند و در فاصله‌ای دور از جبهه جنگ، متحدان روسی خود را متقاعد کردند که ولفینگر را آزاد کنند.  زیگلر که دیگر تمایلی به بکارگیری او نداشت خانه‌اش در تبریز را تحویل گرفت و مقرر کرد که اجاره بهای منصفانه‌ای را بعد از جنگ به او بپردازند و یک مدیر انگلیسی برای بر عهده گرفتن جایگاه او به تبریز بفرستند. مدت کوتاهی پس از آن روس‌ها عقب‌نشینی و ترک‌ها تبریز را اشغال کردند. کنسول آلمان مهرهای خود را روی اموال زیگلر زد تا از آن‌ها در مقابل متحدان ترک خود محافظت کند. بعدا، زمانی که آلمانی‌ها به سلطان آباد رسیدند و قلعه زیگلر را اشغال کردند ولفینگر توانست از آسیب رسیدن به اموال جلوگیری کرده و آنها را متقاعد سازد که کارکنان انگلیسی را آزاد کنند. پس از جنگ او به عنوان مدیر پتاگ و رقیب زیگلر به ایران بازگشت اما بسیار مورد احترام آنها بود.

وقتی فلین برای اولین بار به ایران رفت، نفت در آنجا کشف نشده بود. در سال 1921[10] در چهارمین سفرش به ایران، زیگلر مدتی نفت را در قوطی‌های گالنی در سراسر کشور توزیع ‌می‌کرد، تا اینکه شرکت نفت ایران و انگلیس خود توزیع آن را در دست گرفت. ویلیام دارسی که نفت ایران را در سال 1906[11] کشف کرد از زیگلر دعوت کرد تا در کاوش‌های اولیه‌اش مشارکت کند، اما آن‌ها طرح دارسی را طرحی نامعقول و غیرعملی می‌دانستند.

زمان سلطنت رضا شاه، در سال 1934[12] زیگلر ورشکست شد. ارزش استرلینگ و دلار نسبت به ارزش استاندارد طلا، کمتر شد. این اتفاق ارزش سهام زیادی را که آن‌ها در ایران داشتند، کاهش داده بود. سهامی که می‌توانست با هزینه کمتری با پول ایران جایگزین شود.

 دولت ایران قانونی را تصویب کرد که صادرکنندگان ملزم می‌شدند تا همه ارزهای خارجی را که به دست آورده‌اند به نرخ رسمی {اما در واقع} ساختگی مبادله ارز به فروش برسانند. تصویب این قانون برای آن‌ها و بسیاری از شرکت‌های فرش خارجی دیگر، ادامه کسب و کار را غیر ممکن می کرد. هرچند زیگلر از کسب و کار قالی خارج شد اما به صادرات محصولات پنبه‌ای به ایران ادامه می داد.

تا سال 1937[13] واردات کتان به ایران توسط شرکت قماش، به انحصار دولت صورت می‌گرفت، تا این‌که هر فرانز گلد[14] اتریشی را جهت مذاکره برای خریدی بزرگ به منچستر فرستادند. گلد یک بانک‌دار وظیفه شناس و شرافتمند بود که در تاسیس بانک ملی کمک کرده بود. او معترف بود که هیچ چیز درمورد پنبه نمی داند. او به فلین گفت که زیگلر در ایران بسیار مورد توجه قرار گرفته و از وی خواست تا در خرید کالا راهنمایی‌اش کند. فلین ترتیبی داد تا گلد محصولاتی به ارزش حدود 215000 پوند از تقریبا چهل شرکت، از جمله خود فلین، که سهم خوبی از این تجارت دریافت کرد، خریداری کند. هنگامی که گلد به تهران برگشت همان‌طور که پیش بینی می‌کرد به گرفتن رشوه از تامین کنندگان متهم شده بود. این مرد شریف متاسفانه بعدا توسط یک کمیسیون تحقیق بی گناه شناخته شد اما قراردادش با دولت ایران تمدید نشد چون دیگر چهره موجهی نبود.

مجددا زیگلر توسط دولت ایران به مناسبت ازدواج ولیعهد محمدرضا با شاهزاده مصر فوزیه، به همکاری دعوت شد. دولت ایران متوجه این واقعیت شدند که در تهران کمبود پارچه‌ها، کفش‌ها، لباس‌های زنانه و مردانه مد روز وجود دارد. مقامات تهران و چهره جامعه ایران در مقابل چهره‌های مد روز مصری که در مراسم حضور می‌یافتند خیلی قدیمی و از مد افتاده به نظر می‌رسیدند. به وزیر مالیه دستور داده شد تا وضعیت را فورا بهبود ببخشد.

تلگرافی اضطراری از طرف لندن برای فلین در عصر یکشنبه با تلفن فرستاده شد، یک سفارش هنگفت پارچه‌های ابریشم و ریون برای لباس خانم‌ها، کفش‌ها و لباس‌های زیر زنانه، دستکش‌ها، پیراهن‌های مردانه، یقه‌ها، کروات‌ها، زیورآلات و کلاه‌ها و از جمله نمونه لباس‌هایی برای دوخت و دوز که با هواپیما فرستاده شود. آنها ده روز فرصت داشتند تا سفارش‌ها را آماده کرده توسط اورینتال اکسپرس[15] به مرز ایران بفرستند و از آنجا با کامیون به مقصد ارسال شود. دو مرد و یک منشی نه روز تمام کار کردند تا بیش از شصت جعبه بسته بندی را آماده کنند و سر وقت به اورینتال اکسپرس رساندند.

فیلن بار دیگر و در سال 1943[16] به ایران آمد. دوباره به اداره روابط عمومی انگلستان فرستاده شد تا با تبلیغات آلمان در ایران مقابله کند. او با یک سینمای سیار به همه شهرها و روستاهای غرب ایران سفر کرد. او با پوشش حدود 1500 مایل[17]، فیلم کنفرانس تهران را نمایش داد، فیلمی به نام "شاه و میهن" که در مورد فعالیت‌های شاه و ملکه در زمان جنگ و فیلم‌هایی از نبرد نیروهای متفقین بود.

فیلم مورد علاقه فلین، فیلمی تمثیلی بود که نشان می‌داد یک تانک (چرچیل) دسیسه‌های یک مار (هیتلر) و قورباغه (موسیلینی) را شکست می‌دهد. اگر چه او خوشحال بود که به ایران برگشته، اما واقعا تا زمان به پایان رساندن نمایش فیلم‌ها مریض بود.

 

 

[1]. معادل 9144/0 متر

[2]. 3048 متر ارتفاع

26. معادل 56 کیلومتر

[4] . Theodor Strauss

[5] . در سال 1285-6 هجری شمسی

[6] . در سال 1289  و 1290 هجری شمسی

[7] . در سال 3-1292 هجری شمسی

31. جنگ جهانی اول

[9]. Herr Wolfinger

33. سال 1300-1299 هجری شمسی

[11]. سال 1284-5 هجری شمسی

[12]. سال 3-1312 هجری شمسی

36. سال 6-1315 هجری شمسی

[14]. Herr Franz GOLD

[15] . Oriental Express

[16]. سال 2-1321 هجری شمسی

40.  معادل 2413 کیلومتر

نویسندگان: نویسنده: آنتونی وین | ترجمه: مجتبی معینیان، پژوهشگر فرش دستباف

دیدگاه‌ها (0)

برای ثبت دیدگاه یا امتیاز، لطفاً وارد حساب کاربری شوید.

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.

×
پیش‌نمایش تصویر