روایتی از تاریخ پنهان ابریشم در قالی قم گفتگو با رضا ارمی، تولیدکننده و پیشکسوت حوزه قالی ابریشم در قم

مضامین فرش دستباف تاریخ فرش دستباف چشم‌انداز، ایده و تفسیر ژورنال های داخلی
(0.0 از 0) 4

چکیده

کمی بیش از یک قرن از تولید قالی شهری‌باف در قم، توسط مهاجرینی که از کاشان به قم آمدند، می‌گذرد. این زمان در مقایسه با شهرهایی چون کرمان، تبریز، اصفهان، مشهد، کاشان و بسیاری شهرهای دیگرِ تولیدکننده قالی در ایران، عمر کوتاهی محسوب می‌شود. اما در همین مدت کوتاه، همان‌گونه که سیسیل ادواردز پیش‌بینی کرده بود، قالی قم قله‌های شهرت و معروفیت را به لحاظ کیفیت بافت، طراحی و رنگ‌آمیزی درنوردید. به‌گونه‌ای که امروزه، به‌ویژه در تولید قالی تمام ابریشم، گوی سبقت از دیگر شهرها ربوده و به چنان درجه‌ای از کیفیت و زیبایی رسیده که برخی شهرها با کپی کردن از طرح‌ها و رنگ‌آمیزی قالی‌های این شهر، قالی‌های خود را به نام قم عرضه می‌کنند.

یکی از ارکان اصلی تولید یک قالی در این سطح، بی‌شک مواد اولیه مرغوب، در اینجا ابریشم، است که به‌عنوان پرز و تار و پود یک قالی تمام‌ابریشم به کار می‌رود. ابریشم به روش‌های سنتی و نیمه‌صنعتی در ایران و به‌صورت تمام‌صنعتیِ مدرن در چین، ازبکستان و چند کشور دیگر تولید می‌شود. برای مقایسه این نوع ابریشم‌ها، شیوه تولیدات آنها و دلایل برتری هرکدام، به سراغ تولیدکننده و در عین حال محقق و پژوهشگر تمام فرایندهای تولید قالی، جناب آقای حاج رضا ارمی، رفتیم تا از دانش ایشان در این زمینه بهره‌مند شویم. جناب ارمی در یک خانواده تولیدی قالی چشم به جهان گشوده و تقریباً تمام مراحل تولید یک قالی را تجربه کرده و کارها و مشاغل مرتبط را نیز مورد پژوهش قرار داده‌اند. ایشان امروز در سن ۸۵ سالگی کارشناس و خبره تمام‌عیار در تمام فرایندهای تولید قالی، از قالیبافی تا تولیدکنندگی، با برند معتبر، هستند.

روایتی از تاریخ پنهان ابریشم در قالی قم گفتگو با رضا ارمی، تولیدکننده و پیشکسوت حوزه قالی ابریشم در قم

تصویر 1: جناب آقای رضا ارمی در دفتر تولیدی برند قالی ابریشم ارمی

 

جناب ارمی، اجازه دهید این بحث را این‌گونه آغاز کنیم: چند روز پیش صدا و سیما گزارشی از جلسه‌ای پخش کرد که در آن، مرکز ملی فرش دستباف ایران با هیأتی از دست‌اندرکاران تولید ابریشم در ازبکستان شرکت داشتند. نتیجه نهایی گزارش به این شرح ارائه شد: «با مذاکرات انجام شده و قول همکاری که رئیس انجمن نوغانداران ازبکستان دادند، در آینده بسیار نزدیک شاهد واردات و تأمین کامل ابریشم مصرفی فرش دستباف در داخل کشور خواهیم بود».

بعد از جلسه نیز هیأت ازبکستانی از یک کارخانه ابریشم‌کشی فرسوده در ایران بازدید کردند که البته نقدهای بسیاری را به همراه داشت. به گفته آقای پورجهان: «کارخانه ابریشم‌کشی صومعه‌سرا، امروز که انبارهایش انباشته از پیله است، روزانه تنها هفتاد کیلو تک‌لا تولید دارد. اگر فرض را بر این بگیریم که در طول سال ۲۵۰ روز فعالیت مفید داشته باشد و البته مواد اولیه هم برای تولید موجود باشد، کمتر از دو تن تولید تک‌لا خواهد داشت.» ایشان معتقدند: «بازدید از کارخانه‌ای که امروز نه تولید قابل‌توجهی دارد و نه آینده‌ای روشن، برای طرف مقابل یک پیام داشت؛ اینکه ایران در صنعت ابریشم قدرتی برای رقابت نیست. و این همان نقطه‌ای است که فردا از آن سوءاستفاده خواهند کرد».

این بازدید از سوی مرکز ملی فرش دستباف ایران تدارک دیده شده بود و به گفته جناب الیاسی، نایب‌رئیس «اتحادیه بافندگان، تولید و فروش فرش دستباف قم»، برخی از شرکت‌کنندگان، از جمله ایشان، مخالف این بازدید بودند. یکی از حاضران در جلسه به هیأت ازبکستانی پیشنهاد داده بود: «چون دستگاه‌های پیله‌کشی ما فرسوده و به‌روز نیست، ما به شما پیله خشک بدهیم و تک‌لا بگیریم».

با توجه به این مباحث، به نظر می‌رسد تولید ابریشم در ایران، امروزه، توان رقابت با کشورهایی که در این زمینه توسعه یافته و از تکنولوژی روز برای فرایند تولید ابریشم استفاده می‌کنند، ندارد. برای واکاوی این مسئله، پرسش‌هایی را خدمتتان ارائه می‌کنیم:

  • تأثیر مواد اولیه مرغوب ـ در اینجا ابریشم ـ را در فرایند تولید یک قالی چگونه ارزیابی می‌کنید؟
  • تولید ابریشم در ایران چگونه بوده و چه مراحلی را طی کرده است؟
  • از نظر کیفیت کدام بهتر است؟ سنتی یا وارداتی‌های صنعتی؟
  • آیا شرایط لازم و کافی برای تولید ابریشم به‌صورت صنعتی با تکنولوژی جدید و قابل رقابت با چین و ازبکستان در کشور ما وجود دارد؟

روایتی از تاریخ پنهان ابریشم در قالی قم گفتگو با رضا ارمی، تولیدکننده و پیشکسوت حوزه قالی ابریشم در قم

تصویر 2: گفتگوی ویژه آقای ابوالفضل رنجبر با جناب رضا ارمی

 

جناب ارمی گفتگو را این چنین آغاز کرد:

چه سرنوشت غم‌انگیزی که کرم کوچک ابریشم
تمام عمر قفس می‌بافت ولی به فکر پریدن بود

حسین منزوی

با تشکر از شما و مؤسسه ایران‌گره که تحقیقات و تألیفات مفیدی را در زمینه فرش دستباف انجام می‌دهند.

برای تولید یک قالی ابتدا باید تولیدکننده (به‌عنوان تهیه‌کننده و کارگردان تولید ـ نویسنده) سایز قالی را تعیین کرده و سپس با طراح درباره نقشه و رنگ‌آمیزی قالی صحبت و خواسته‌هایش را اعلام کند. بعد از تهیه نقشه، چله‌دوان دارکشی را بر حسب سایز و نقشه قالی انجام می‌دهد. در اینجا، یعنی حتی قبل از انتخاب قالیباف، باید مواد اولیه تهیه شود؛ یعنی تمام ماده اولیه شامل خامه و تار و پود به‌گونه‌ای تهیه شود که نه‌تنها تا پایان قالی کسری نداشته باشد بلکه مقداری نیز ذخیره شود برای زمانی که احتمالاً بخشی از قالی آسیب ببیند و نیاز به مرمت داشته باشد.

در این مرحله، سراغ بافنده می‌رویم. بافندگان ما، در عین حال که از قشر ضعیف جامعه هستند، به‌دلیل تجربه سالیان، صاحب‌نظر و صاحب‌سلیقه‌اند. در حقیقت قالیبافان را باید هنرمند تلقی کرد، چون اینها هستند که به قالی جان می‌دهند. اما تهیه مواد اولیه مرغوب و لطیف و ظریف برای تولید قالی آن‌قدر اهمیت دارد که سهل‌انگاری در تهیه آن، حتی اگر تمام مراحل دیگر با دقت و نظارت کامل انجام شود، کیفیت قالی را در حد یک کار متوسط و ضعیف پایین می‌آورد.

آنچه امروز قالی قم را تاج قالی‌بافی ایران و جهان قرار داده، قالی ابریشم است. یکی از خواص ابریشم این است که در رطوبت خراب نمی‌شود و این یکی از ارجحیت‌های قالی ابریشم نسبت به پشم است. در گذشته، تا جایی که من به یاد دارم و تجسس کردم، تولید ابریشم در ایران به روش سنتی بود.

شیوه تولید سنتی ابریشم به این شکل بود که در فصل بهار، وقتی درخت توت شروع به جوانه زدن می‌کرد، تخم کرم ابریشم را می‌ریختند. تخم کرم در ابتدا به اندازه یک دانه خشخاش است. این تخم تبدیل به کرم می‌شد و برگ توت را که هنوز نازک است می‌خورد. کرم مثل گوسفند نشخوار می‌کند. بعد از مدت ده تا بیست روز، تبدیل به پیله می‌شد.

روایتی از تاریخ پنهان ابریشم در قالی قم گفتگو با رضا ارمی، تولیدکننده و پیشکسوت حوزه قالی ابریشم در قم

تصویر 3: پیله کرم ابریشم

 

این پیله را می‌کشیدند به صورت تک‌لا. هر کرمی حدود ۲۵۰ تا ۲۶۰ متر نخ می‌تَنَد. بعد یک نفر پیله‌کشی می‌کرد؛ یعنی این پیله‌ها را که به اندازه یک تخم‌کفتر است، در آب می‌ریخت تا سر نخ باز شود. نخ‌ها را می‌کشید. بعد این نخ‌ها را به لاگیری یا لاکُن می‌دادند تا لاگیری کند. لاگیری که تمام می‌شد، به تابنده (در کاشان وَرتاب می‌گویند) می‌دادند تا این نخ‌ها را با دست بتابد. بعد از تاب، به کلیاب‌کش سپرده می‌شد. یک کیلو ابریشم دارای ۲۵۰ گرم (یعنی ۲۵ درصد) مواد دهان کرم است که مثل صمغ چسبندگی دارد. کار کلیاب‌کش این است که این ناخالصی را از ابریشم بگیرد. این چسبندگی را اگر نگیرند، ابریشم رنگ نمی‌شود؛ مثل نخ گونی می‌شود.

صمغ‌گیری همان کلیاب‌کشی است، یعنی ابریشم خالص می‌شود. برای این کار، در روش سنتی از ریشه گیاهی که قدیم به آن اشنون[1] می‌گفتند، استفاده می‌شد.

 

[1]. اشنان: نام علمی (Seidlitzia Rosmarinus) و نام‌های دیگر آن چوبک اشنان؛ اشنان قلیا؛ چوغان؛ آذربو؛ آذربویه؛ غاسول؛ خَرند؛ و خلخان است. گیاهی است با شاخه‌های باریک، برگ‌های ریز، و طعم شور که معمولاً در شوره‌زارها می‌روید و ریشه آن سرشار از ساپونین می‌باشد و دارای خواص آنتی‌اکسیدانی، ضد میکروبی، ضدعفونی‌کننده و ضد سم است. از خاکستر حاصل از سوزاندن شاخ و برگ گیاه اشنان، ماده‌ای قلیایی "کلیاب" بدست می‌آورند که در مراکز صنعتی و سنتی مانند صابون‌سازی، سفالگری، شستشوی نخ‌های ابریشم و شیشه‌گری استفاده می‌کنند. در گذشته نه چندان دور نیز مغز ریشه آن را خشک کرده و به عنوان شوینده استفاده می‌کردند.

روایتی از تاریخ پنهان ابریشم در قالی قم گفتگو با رضا ارمی، تولیدکننده و پیشکسوت حوزه قالی ابریشم در قم

تصویر 4: گیاه اشنان که از ریشه آن برای کلیاب‌کشی ابریشم استفاده می‌کنند.

 

من رفتم کاشان تا ببینم کلیاب یا قلیاب را چگونه تهیه می‌کنند. در کویر نزدیک آران و بیدگل، بوته‌ای بود که در ساقه آن برگ‌های بسیار ریز سبز پوشانده بود؛ مثل اینکه چوب‌کبریتی را تر کنید و در شکر فرو کنید، شکر به آن بچسبد. یک حوضچه‌ای در زمین می‌کندند و این بوته‌ها را کنار آن آتش می‌زدند. اینها که می‌سوخت، شیره‌اش از طریق یک ناودان می‌رفت داخل حوضچه جمع می‌شد. فردا صبح می‌آمدند اینها را می‌شکستند؛ این قلیابی می‌شد که با آن ابریشم را خالص می‌کردند.

اینها را می‌بردند، می‌سابیدند و می‌کوبیدند و در یک پاتیل می‌ریختند. ابریشم‌ها را در این پاتیل خالص می‌کردند. برای خالص کردن هر کیلو ابریشم ناخالص، حدود سیصد گرم از این گیاه لازم بود. سپس گیاهی بود به نام روشنک که سبزرنگ بود؛ ابریشم صمغ‌کشیده‌شده را به‌مدت ۲۴ ساعت در آن قرار می‌دادند. ابریشم برق و جلای خاصی پیدا می‌کرد. این گیاه در خانقین، مرز ایران و عراق، به‌وفور می‌رویید. تمام روش، سنتی و گیاهی بود.

از تولید ابریشم به شکل سنتی و گیاهی شروع کردیم تا به ابریشم صنعتی امروز رسیدیم؛ زیرا تولید خیلی بالا رفت و دیگر سنتی جوابگوی بازار نبود. در صومعه‌سرا یک کارخانه تولید ابریشم ساخته شد که آن هم تقریباً از کار افتاده و ماشین‌آلاتش قدیمی شده است. امروزه، بیش از نود درصد ابریشم مورد نیاز تولیدات فرش ما از خارج کشور (عمدتاً چین) می‌آید.

در خصوص پرسش سوم شما: از نظر کمیت و کیفیت، چین[1] سلطان ابریشم جهان است. تولید انبوه نیاز به تکنولوژی و سیستم جدید و به‌روز دارد. سنتی هم به‌لحاظ کمیت و هم به‌لحاظ کیفیت با ابریشم چین قابل‌مقایسه نبود. روش سنتی کلاً برچیده شده و منسوخ است.

واحد ضخامت ابریشم دنیر[2] است. دنیر ابریشم ایران با ابریشم چین فرق دارد. ابریشم چین را مثلاً اگر ۲۸ لا در نظر بگیریم (بسته به تراکم قالی از نظر گره)، در مقایسه با ابریشم ایران حدود سه برابر ظریف‌تر است؛ یعنی معادل ده‌لا می‌شود. یک ریشه (گره) در قالی با ابریشم ایرانی، دو تا ده‌لا، بیست‌لا می‌شود؛ اما همان ضخامت با ابریشم چینی، دو تا ۲۸‌لا، ۵۶‌لا می‌شود. وقتی الیاف ابریشم نازک باشد، رنگ‌پذیری به‌مراتب بهتری دارد و این برای قالی مناسب‌تر و باکیفیت‌تر است. همچنین وقتی الیاف ظریف باشد، روی قالی شکفته می‌شود و خودش را زیباتر نشان می‌دهد و لطافت بیشتری دارد؛ مانند گلی که ۵۶ گلبرگ داشته باشد در کنار گلی که بیست گلبرگ دارد. این مهم‌ترین تفاوت از نظر کیفی است.

تفاوت دیگر از نظر کمی است. در فرایند تولید ابریشم، پیله پس از تنیدن کرم بلافاصله باید تبدیل به نخ شود، و الا پیله سوراخ شده و ارزش واقعی خود را از دست می‌دهد. در سیستم نوین، با دستگاه‌های پیشرفته، حداکثر استفاده را از آن پیله می‌برند و تمام پیله را به نخ تبدیل می‌کنند؛ یعنی سیستم فراوری و تبدیل پیله به نخ با مدرن‌ترین دستگاه‌ها انجام می‌شود. در حالی که برای ما هنوز یا سنتی است یا مکانیزه با دستگاه‌های قدیمی که باعث می‌شود بخشی از پیله بلااستفاده شود.

 

2. چین بزرگترین تولیدکننده ابریشم در جهان است. چین حدود 150 تن در سال تولید می‌کند. این رقم بسیار بیشتر از تولید مجموع ۷۸ درصد ابریشم جهان در بقیه نقاط جهان است. فقط هند صنعت نسبتاً بزرگی با خروجی حدود 30 تن دارد. برترین مناطق تولید ابریشم مدرن ابریشم عمدتاً در جنوب دلتای رودخانه یانگ تسه تولید می‌شود. مناطق معروف تولید ابریشم استان‌های جیانگ سو، ژجیانگ و سیچوان هستند. شهرهایی مانند سوژو، هانگژو، نانجینگ و شائوکسینگ به دلیل صنعت ابریشم معروف هستند.

 

[2]. وزن9000  متر از نخ بر حسب گرم است. هر چه عدد دنیر بیشتر شود نخ ضخیم‌تر است. برای مثال اگر 9000 متر از نخ 25 گرم وزن داشته باشد، نمره آن 25 دنیر خواهد بود. این واحد با علامتden  نشان داده می‌شود و معمولا از آن برای بیان نمره‌ی نخ‌های یک‌سره استفاده می‌شود. دنیر 60 الی 160 در قالیبافی مصرف دارد و ظریف‌تر از آن (کمتر از دنیر 60) را در پارچه‌بافی استفاده می‌کنند.

روایتی از تاریخ پنهان ابریشم در قالی قم گفتگو با رضا ارمی، تولیدکننده و پیشکسوت حوزه قالی ابریشم در قم

تصویر 5: فرآیند تولید نخ ابریشم با سیستم پیشرفته در کشور چین

 

در مورد پرسش آخر، یعنی وجود شرایط لازم و کافی برای تولید ابریشم به‌صورت صنعتی با تکنولوژی جدید و قابل رقابت با چین و ازبکستان، باید بگویم چنین امکانی بسیار بعید است. من در شانگهای دیدم که توتستان هکتاری کاشته‌اند و کنار آن کارخانه و تشکیلات کشیدن نخ هست؛ یعنی تمام مراحل تولید به‌صورت یک مجموعه در یک فضا ـ در کنار رود یانگ‌تسه که ۱۱۸ کیلومتر طول دارد و آب فراوان و سرازیر به اقیانوس آرام ـ قرار دارد.

ابریشم «تخم آب[1]» است. بنابراین در بیشتر خاک کشورمان که خشک، کم‌آب و کم‌باران است، اگرچه ممکن است زمین با مساحت لازم وجود داشته باشد، اما به‌لحاظ شرایط اقلیمی، شرط کافی وجود ندارد. تنها در شمال کشور است که شرایط آب‌وهوایی و اقلیمی برای تولید ابریشم مناسب است؛ که آنجا هم، خصوصاً به‌دلیل وجود خرده‌مالکی، زمینی که بتوان یک تشکیلات جامع و کامل تولید ابریشم ایجاد کرد، وجود ندارد.

پیله‌ای که امروزه در شمال تولید می‌شود آن‌قدر کم، یعنی حداکثر حدود دو تن در سال، است که ارزش خرید دستگاه‌های فراوری صنعتی ابریشم را ندارد. به این مشکلات، ویلاسازی، تمایل به ایجاد باغات زودبازده‌تر، تغییر نسل و تغییر سبک زندگی را هم باید اضافه کرد. دیگر آن ذوق و پشتکار در بین جوانان این دوره نیست؛ چون این کار نسبت به کاشت کیوی، دیگر مرکبات و حتی برنج‌کاری، پرزحمت‌تر و کم‌بازده‌تر است.

با شرایط فعلی، تولید ابریشم نسبت به وارد کردن آن از چین و ازبکستان و دیگر کشورهای اقماری شوروی سابق، برای ما گران‌تر تمام می‌شود و توجیه اقتصادی ندارد.

نتیجه‌گیری

تهیه مواد اولیه مرغوب برای تولید بهتر در بازار رقابتی، یکی از بزرگ‌ترین وظایف تولیدکننده است. در بازارهای غیررقابتی مبتنی بر رانت، طبیعی است که تولیدکننده تعهدی در قبال تهیه مواد اولیه مرغوب برای استفاده در تولید محصول احساس نکند. اما در بازار فرش دستباف، که یک محصول رقابتی هم در سطح داخلی و هم در سطح بین‌المللی است، تهیه مواد اولیه مرغوب، هم وظیفه و هم حق تولیدکننده است. بنابراین، اگر اولویت در استفاده از مواد اولیه داخلی برای حمایت از تولیدات داخلی باشد، باید محصول داخلی مرغوب‌تر یا حداقل در حد همان محصول خارجی تولید شود.

از منظر اقتصادی نیز، با حاکمیت نظام اقتصادی نئولیبرالیسم در سطح جهانی، به‌جای اقتصاد لیبرالیستی ملت ـ دولت که اولویت را به تولید ملی می‌داد، دیگر هیچ‌گونه قیدی در استفاده از تولیدات دیگر کشورها نیست. در حقیقت این شرکت‌ها و برندها هستند که با هم مبادله می‌کنند یا در تهیه یک محصول همکاری می‌کنند. امروزه بیشتر برندهای معتبر دنیا ویژگی چندملیتی دارند و اگر هم به نام یک کشور معروف شوند، نام کشوری است که اسمبل و مونتاژ نهایی در آنجا انجام شده است. به‌عنوان مثال، بیشتر برندهای تلفن همراه، به نام هر کشوری که باشند، باتری دستگاه‌شان را از شرکت‌های چینی تهیه می‌کنند.

در مجموع، اینکه به توسعه‌ای در صنعت تولید ابریشم برسیم که بتوانیم با کشورهای دارای این صنعت رقابت کنیم، ایده‌آل و مطلوب است. اما واقع‌گرایی در بازار رقابتی امروز حکم می‌کند که از ظرفیت‌های موجود جهان بهره ببریم و بر دو نکته؛ یکی بالا بردن کیفیت قالی و دیگری بازاریابی علمی و نوین، تمرکز کنیم. همچنین می‌توان چالش عدم توانمندی‌مان در تولید ابریشم صنعتی را با ایجاد رقابت بین کشورهای مذکور برای تأمین ابریشم باکیفیت‌تر و مقرون‌به‌صرفه‌تر پیش ببریم.

 

[1]. ابریشم تخم‌آب یک اصطلاح عامیانه است به این معنا که ابریشم آب را جذب می‌کند به عبارت دیگر اگر صد گرم ابریشم را جایی بگذاریم که مرطوب باشد بعد از بیست و چهار ساعت صد و ده گرم می‌شود.

نویسندگان: ابوالفضل رنجبر | دانشجوی دکتری جامعه شناسی مسائل اجتماعی ایران

دیدگاه‌ها (0)

برای ثبت دیدگاه یا امتیاز، لطفاً وارد حساب کاربری شوید.

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.

×
پیش‌نمایش تصویر