این مرحله، بهظاهر فنی اما در حقیقت زادهی دقت، جسارت، نگاه مهندسی و شهود انسانی است؛ مرحلهای که پازلِ تکوینِ قالی ایرانی را کامل میکند.
در این شماره، به سراغ یکی از معدود افرادی رفتم که در بخش عملیات تکمیلی قالی، روایتهای ناگفته فراوانی با خود دارد؛ کسی که تجربهی زیسته و مهارتهای فنیاش نقشی تعیینکننده در نمایش شکوه قالی ایرانی در جهان داشته و با ابداع دستگاههایی کاملاً بومی، مسیر تکمیل فرش دستباف ایرانی را متحول کرده و در خلق و نصب چندین قالی بزرگپارچه و تاریخساز سهمی اساسی ایفا کرده است. رحیم فروهر، مردی که زندگی حرفهایاش مانند یک خط پیوسته از تجربه، جستجو، حل مسئله و جسارت است.
این گفتگو تنها روایت یک شغل یا یک مهارت نیست، بلکه روایت رابطهی انسان با کار، تکنیک، نوآوری و پایداری است؛ و شاید یکی از روشنترین نمونههای تاریخ پنهانی باشد که این شماره به آن پرداختهایم.

تصویر 1: آقای رحیم فروهر در دومین همایش ملی تجلیل از مشاهیر و نام آوران فرش دستباف ایران
رحیم فروهر، متولد ۱۳۴۳ در یکی از روستاهای همدان، کودکیاش با تماشای دار قالی و بازی روی قالیهای بافته شده توسط مادر گره خورده است. اما سرنوشت حرفه ایاش با دار قالی و پشم و ابریشم گره نخورده بود؛ بلکه با پیچگوشتی، تسمه، موتور و دستگاههای سنگین صنعتی شکل گرفت. در سال ۱۳۵۱ برای ادامه تحصیل وارد شهر قم شد و در اوقات فراغت تابستانیاش به کارخانه کارتنسازی رفت؛ جایی که کنجکاوی و پشتکارش او را به یادگیری کار فنی در حین تحصیل سوق داد و دستگاههای بزرگ صنعتی، استاد اول او در ابتدای کار شدند.
او از آن دوران طلایی میگوید: «میتوانم با اطمینان بگویم که پایههای مهارت فنیام در همان کارخانه و در دوران کودکی و نوجوانیام شکل گرفت». درست میگفت، نه کلاس رسمی، نه مدرک مهندسی. او مهارتش را از دل دستگاههای چندتُنی یاد گرفت؛ کنار مهندسین کارآزموده، در ۹ سالِ مداوم که در آن کارخانه گذراند.
همزمان تمام این سالهایی که مشغول کار فنی بود، در مدرسه دیپلم اقتصاد و فنی نیز دریافت کرد. و در ابتدای دوران جوانیاش در سال ۱۳۶۵ اولین شرکت فنی خودش را تأسیس نمود؛ آروینکار. شرکتی که کار اصلیاش تعمیر و احیای ماشینآلات پیچیده صنعتی بود.
اما گویا در نقطهای از زندگی، سرنوشت خواست که حرفهاش با دوران کودکی و هنر دست مادرش پیوند بخورد. ورود او به دنیای فرش دستباف ایرانی، اگرچه مانند بسیاری از رخدادهای ماندگار کاملاً اتفاقی بود، اما تلاش برای ماندگاری آن، شرط اصلی موفقیتش شد.
روزی یکی از کارکنان کارخانه، او را برای تعمیر یک دستگاه به یک قالیشویی برد. فروهر که فقط با بافندگی خانگی مادر آشنا بود، ناگهان با دنیایی جدیدی از قالی بافی روبهرو شد: عملیات تکمیلی فرش دستباف. همانجا پرسشی سرنوشتساز در ذهنش شکل گرفت: «چطور ممکن است یک کارگر برای دارکشی و تنظیم طول و عرض قالی اینهمه انرژی و زمان صرف کند و در عین حال، انگشتان و دستانش را نیز در خطر قرار دهد؟»
ماه ها بعد، از همین سؤال، دستگاهی پدید آمد که بعدها یکی از تغییردهندگان اصلی عملیات تکمیلی فرش دستباف ایران شد، «دستگاه دارکشی پرسی». بدون میخ، بدون آسیب به قالی، بدون آسیب به بدن نیروی انسانی، با سرعت و ایمنی بالا. او ماهها روی آن آزمون و خطا کرد؛ روی قالیهای مختلف، ابعاد متفاوت. و وقتی مطمئن شد دستگاه درست کار میکند، آن را وارد بازار کرد. به تدریج، تولیدکنندگان قم یکییکی قالیهایشان را برای دارکشی به کارگاه او میسپردند و این مسیر ادامه یافت تا امروز که این ابتکار خلاقانه، جایگزین فرآیند سنتی دارکشی شده و فصل جدیدی در عملیات تکمیلی قالی ایرانی رقم زده است.
فروهر اما به این بسنده نکرد. ذهن او همیشه روی مسأله قفل میشود و تا راهحل پیدا نکند، قرار نمییابد. نتیجهی سالها تلاش و پشتکار و خلق ایده های نو، ابداع و یا ساخت چند دستگاه مهم دیگر برای بهبود فرآیند بافت و عملیات تکمیلی قالی شد:
- دستگاه خاکگیری قالی
- دستگاه پرداخت ماشینی سیار برای قالیهای بزرگ
- دار ارگونومیک قالیبافی
و چندین ابزار و سازوکار جدید که برخی ثبت شدند و برخی هنوز ثبت نشدهاند؛ چون به قول خودش «گاهی چیزهایی میسازی که میدانی خاصاند، اما ثبت کردنشان برایت اولویت ندارد؛ چرا که همیشه در حال ساختن دستگاه بعدی یا بهبود محصول قبلی هستی. برای من مهمتر از ثبت، این است که دستگاهها مقرونبهصرفه باشند، بهترین عملکرد را داشته باشند، فرآیند را آسان کنند و همه از آن راضی باشند.»
اما نقطهی عطف زندگی حرفهای او زمانی رقم خورد که در سومین دوره نمایشگاه فرش تهران، دریچهای به جهان دیگری باز کرد. مدیران شرکت سهامی فرش ایران، پس از دیدن سیستم جدید عملیات تکمیلی او، همکاری با او را آغاز کردند. و همین همکاری، در سال 1378 مسیر او را به پروژهای رساند که نهتنها در ایران، بلکه در جهان بینظیر است: اعمال عملیات دارکشی بر ۴۸ قطعهی قالی بزرگپارچه مسجد سلطان قابوس عمان، دومین فرش دستباف بزرگ دنیا.
رحیم فروهر از این پروژه با جزئیات فنی و چالشهای واقعی سخن میگوید؛ چالشهایی که فقط کسی میفهمد که سالها در کارگاههای عملیات تکمیلی فرش دستباف زندگی کرده باشد. هماهنگکردن ابعاد قطعاتی که در کارگاههای مختلف بافته شدهاند، جبران کموزیادیهای میلیمتری، دارکشی قطعات بافته شدهی عظیم، راهاندازی دستگاهها در سالنهای وسیع… و این جمله، که بهدرستی وزن کار را نشان میدهد: «تا آن موقع بزرگترین قالی که عملیات تکمیلی آن را انجام داده بودم ۴۰ متر بود. اما میدانستم که از پس این قالیهای بزرگ نیز برمیآیم؛ چون تکنیک داشتم و تجربه».


تصویر 2 و 3: آقای رحیم فروهر در حال انجام عملیات تکمیلی بزرگترین قالی های دنیا در مسجد شیخ زاید ابوظبی و مسجد سلطان قابوس عمان
سالها بعد، در سال 1386 پروژهی بزرگتر از آن هم رسید:
قالی بزرگ مسجد شیخ زاید ابوظبی؛ ۵۶۲۵ متر مربع، بزرگترین قالی دنیا. اینبار تمام عملیات تکمیلی به جز مرمت و رفو با او بود. نه فقط دارکشی و پرداخت؛ بلکه چالشهای تکنیکی بزرگتر: اتصال ۹ قطعهی عظیم، هماهنگی با معماری مسجد، عبور از ستونها و زوایا، و مهمتر از همه، ایجاد خط نمازگزار در سطحی به این بزرگی. اینجا همان دستگاه پرداخت ماشینی سیار که سالها قبل ساخته بود، به کار آمد و عملاً پروژه را نجات داد.
او هنوز هم هر چهار ماه یکبار، تیمش را برای سرویس این قالی عظیم به ابوظبی میبرد: «نگهداری این قالی عظیم کار سادهای نیست. هر چهار ماه باید با دقت و ظرافت کامل سرویس شود. من فقط سعی میکنم سهم کوچکی در حفظ این اثر تاریخی داشته باشم و از آن مراقبت کنم.»
پروژهی سوم، نصب و راه اندازی صفر تا صد قالی 2500 متریِ مسجد محمد امین در مسقط عمان، و همچنین قالی ۵۰۰ متری مسجد محمد رسولالله تهران، ادامهی همین مسیر بودند؛ مسیر انسانی که بدون هیاهو، سنگینترین مسئولیتهای فنی قالیهای تاریخ ساز ایران را بر دوش گرفته است.
وقتی از او میپرسم این سالها و این تجربیات چه درسی به همراه داشته، پاسخ دقیق و بدون تعارف است: «اگر کاری را به عهده میگیری، باید همهچیزت را بگذاری. به ویژه اگر آن کار نماینده اصالت، هویت و هنر کشورمان ایران باشد. در کارهای بزرگ، نصفهنیمهبودن یا سطحینگر بودن معنا ندارد. باید تمام خودت، دانشات، تجربهات و تیمات را وسط بگذاری تا نتیجه برای همیشه ماندگار بماند.»
این جمله، خلاصهی جهان فروهر است؛ جهانی که در آن تجربه، دقت، تعهد و جسارت کنار هم بخشی از تاریخ پنهان قالی ایران را میسازند.
در پایان گفتگو، وقتی از زندهیاد پدرش پرسیدم، با احترام لحظهای سکوت کرد و گفت: «پدرم همیشه تنها الگوی زندگی من بوده و هست.» سپس سخن را به خانوادهاش رساند؛ جایی که صدایش آرامتر اما پررنگتر شد: «چهار فرزند دارم؛ احسان که امروز دامپزشک است، پیمان با فوقلیسانس مکانیک، مهرداد با لیسانس عمران و سینا، کوچکترین فرزندم، با لیسانس معماری و فوقلیسانس مدیریت مالی. امروز پیمان، مهرداد و سینا علاوه بر حوزه کاری خودشان، در حوزه فرش دستباف نیز مرا همراهی میکنند و حضورشان برایم دلگرمی بزرگی است.» در ادامه، با قلبی سرشار از مهر، جملهای گفت که بیش از هر تکنیک و دستگاهی، ماهیت انسانِ پشت این مسیر را آشکار میکند: «و بهتر است در آخر بگویم من همیشه سپاسگزار همسرم هستم. در تمام سالهایی که من مشغول کار و تلاش بودم، او بار بیشتری از زندگی را به دوش کشید. او ستون اصلی خانه ما و یکی از مهمترین دلایل موفقیت من و فرزندانم است.»

تصویر 4: اهدای تندیس و تقدیرنامه به آقای رحیم فروهر در پنجمین جشنواره گره طلایی استاد رشتی زاده
سخن پایانی
روایت زندگی رحیم فروهر، روایت مردی است که تاریخ پنهان قالی ایران را نه با کلمات، بلکه با ذهن پویای خود نوشته. او از دل روستایی در همدان و کارتنسازیهای صنعتی در قم، به قلب پروژههایی رسیده که امروز بخشی از حافظهی معماری و قالی جهاناند. این مسیر نه با شانس، نه با اتفاق، بلکه با یک توانایی و پشتکار شکل گرفته: دیدن نقصها و ساختن راهحلها.
در دوران معاصر که قالی ایرانی بیش از هر زمان نیازمند نوآوری و دانش فنی است، آدمهایی مثل رحیم فروهر سهامداران بیسروصدای آیندهی این هنرند؛ کسانی که روایتشان کمتر شنیده شده، اما سهمشان از تاریخ، انکارناپذیر است.
این گفتگو، تلاشی است برای ثبت همان روایتهای پنهان. روایتهایی که با بیانشان، بخشی از تاریخ قالی ایران زنده و ماندگار میشود.