رویداد اول | مراسم افتتاحیه نوزدهمین نمایشگاه فرش دستباف قم
- روایت رسمی | آنچه در اخبار میخوانیم:
آیین افتتاحیه نوزدهمین نمایشگاه فرش دستباف استان قم با حضور مسئولان کشوری و استانی برگزار شد.
رویداد اول | مراسم افتتاحیه نوزدهمین نمایشگاه فرش دستباف قم
آیین افتتاحیه نوزدهمین نمایشگاه فرش دستباف استان قم با حضور مسئولان کشوری و استانی برگزار شد.
آیین افتتاح نوزدهمین نمایشگاه فرش دستباف استان قم، با حضور استاندار، معاون دیپلماسی اقتصادی وزارت امور خارجه، معاون وزیر صنعت، معدن و تجارت و رئیس مرکز ملی فرش ایران، نایبرئیس اتاق بازرگانی ایران، رئیس و اعضای هیئت نمایندگان اتاق بازرگانی قم، سفیر مالزی در ایران، رئیس اتاق مشترک ایران و عراق، رئیس کمیسیون فرش اتاق ایران و جمعی از روسا و نمایندگان انجمنها، تشکلها و اتحادیههای فرش کشور و استان و فعالان این حوزه در سالن همایشهای بینالمللی اتاق بازرگانی قم برگزار شد.

تصویر 1: مراسم افتتاحیه نمایشگاه فرش دستباف قم (از وبسایت اتاق بازرگانی استان قم)
وقتی "من" جای "ما" مینشیند.
و اما پشت این ظاهر رسمی و پرطمطراق، یک نکتهی جدی و عبرتآموز برای برگزارکنندگان و همهی اهل فرش دستباف نهفته بود: اینکه چه کسانی تریبون پیدا میکنند و چه صداهایی نادیده گرفته میشوند. گاهی یک انتخاب ساده در آیین افتتاحیه، میتواند بیش از هر سخنرانی رسمی نشان دهد که میدان روایت در اختیار «ما»ی جمعی است یا «من»های پرادعا.
در این مراسم، فردی به تریبون دعوت شد که همیشه خود را ناجی و معرفیکننده فرش دستباف ایرانی میداند و سخنانش بیشتر بر خود بزرگبینی و ادعای فردی متمرکز است تا تجلیل از تلاش جمعی فعالان و پدیدآورندگان قالی ایران.
شنیدهها حاکی از آن است که او در این مراسم چنین وانمود کرده که او معرف و خریدار اصلی فرش دستباف ابریشم قم است و گویی نقش «ناجی» این هنر را نیز برای خود قائل شده است. حال آنکه این مسیر بیش از یک قرن است که با دستهای ماهر بافندگان، طراحان چیرهدست و تولیدکنندگان خوشنام استان قم و فروشندگان متعدد در اقصی نقاط جهان طی شده و هرگز نیازی به قهرمانسازیهای فردی و ناجیِ تکنفره نداشته است.
همین رفتار، آن هم در جمعی که سالها در سکوت، تجربه و اعتبار واقعی را با خود حمل میکنند، نشان میدهد که سخنگفتن در یک مراسم رسمی، به ویژه وقتی شخص نقش میزبان یا مهمان را ایفا میکند، خود آدابی دارد که انتظار میرود رعایت شود. وقتی زبان سخن از حد شأن رویداد فاصله میگیرد و تریبون، بیش از آنکه به موضوع مراسم اختصاص پیدا کند، به میدان خودنماییهای شخصی بدل میشود، ناخواسته جایگاه رویداد هم تضعیف میگردد. اینجاست که انتخاب تریبون، خود به پیامی مهم تبدیل میشود: اینکه چه کسانی برای احترام به هنر و تاریخ آمدهاند و چه کسانی بیش از هر چیز، به دنبال دیدهشدن خویشاند.
یک فعال دیگر حوزه فرش دستباف قم در یکی از شبکههای اجتماعی نوشت: «فرش دستباف قم بیش از صد سال است که مسیر خود را بیهیاهو و بدون منت طی کرده است. هنر اصیل، نیازی به دست نوازش افراد توخالی ندارد. هر کس که امروز بر منبر ادعا میایستد، فقط کوچکی خودش را نشان میدهد، نه بزرگی فرش دستباف قم.»
این یادآوری، هم هشدار است و هم درس: انتخاب تریبونها نه فقط به اعتبار یک مراسم، بلکه به میزان احترام ما به تاریخ و تلاش فعالان هر منطقه بستگی دارد. درست است که تریبون، ذاتاً فضایی باز است و هرکسی میتواند بر آن بایستد و از خود بگوید، اما تجربه بارها نشان داده که تاریخ را «منها» نمیسازند، بلکه «ماها» شکل میدهند. فرش دستباف ابریشم قم، با ریشهها، نامها و رنجهای جمعیاش، پایدار مانده و نیازی به ادعاهای فردی ندارد؛ آنچه ماندگار شده، حاصل اتحاد، همبستگی و تلاش «ما»ی گذشتگان بوده است. پس فراموش نکنیم هرجا که «ما» سکوت میکند و اتحادش را از دست میدهد، میدان بیدرنگ به «من»ها واگذار میشود.

تصویر 2: مراسم افتتاحیه نمایشگاه فرش دستباف قم (از وبسایت اتاق بازرگانی استان قم)
نوزدهمین نمایشگاه فرش دستباف استان قم برگزار شد.
نوزدهمین نمایشگاه فرش دستباف ابریشم استان قم، از ۴ تا ۸ آذرماه ۱۴۰۴ در محل نمایشگاههای دائمی بینالمللی استان برگزار شد.
این دوره از نمایشگاه با ۱۲ هزار متر مربع فضا، نزدیک به ۱۰۰ غرفهدار از استان قم و تولیدکنندگان برجسته از ۱۷ استان کشور را گرد هم آورد. بازدیدکنندگان فرصت داشتند جدیدترین طرحها، نقوش اصیل ایرانی و فرشهای دستباف ابریشمی با بالاترین رجشمار را مشاهده و خریداری کنند. برگزارکنندگان هدف اصلی این نمایشگاه را معرفی ظرفیتهای فرش دستباف ابریشم قم، ایجاد ارتباط میان تولیدکنندگان و خریداران و تقویت جایگاه فرش دستباف در بازارهای داخلی و بینالمللی اعلام کردند.
نوزدهمین نمایشگاه فرش دستباف قم، با استقبال پرشور مخاطبان، جایگاه استان را بهعنوان یکی از مراکز مهم تولید فرش دستباف ابریشم در کشور و جهان بار دیگر تثبیت کرد.


تصویر 3 و 4: نمایی از نمایشگاه فرش دستباف قم (از وبسایت دیدار قم، مهدی جعفری)
وقتی نمایشگاه، فقط جابهجایی حجرههاست.
خبرها همه شبیه هماند؛ افتتاح با حضور مسئولان، متراژ بزرگ، غرفهداران از استانهای مختلف، استقبال پر شور مخاطبان، تأکید بر جایگاه جهانی فرش دستباف قم،. همهچیز درست، رسمی و قابل انتشار. اما آنچه زیر پوست این نمایشگاههای تکراری میگذرد، معمولاً در هیچ خبر رسمیای دیده نمیشود.
در نوزدهمین نمایشگاه فرش دستباف ابریشم قم هم، بهجز چند غرفهی انگشتشمار که با هویت بصری، طراحی فضا و ارائهی حرفهای آمده بودند، اکثر غرفهها بیشتر شبیه انتقال مستقیم حجرههای بازار به فضای نمایشگاه بودند؛ نه غرفهسازی، نه سناریو، نه تجربهی تازه برای مخاطب. بسیاری از غرفهداران عملاً نمایشگاه را با فروشگاه اشتباه گرفته بودند؛ همان چیدمان، همان شیوهی عرضه، فقط در یک سالن دیگر.
در عصری که انتشار صحیح اطلاعات و شفافیت اساس هر کار است، زیرساختِ ارائهی آثار نفیسی که ماهها و گاهی سالها برایشان زحمت کشیده شده بود، در ضعیفترین شکل ممکن دیده میشد. اکثر قالیهای نفیس ابریشمی روی هم تلنبار شده بودند یا بیهیچ توضیحی به دیوار آویخته؛ نه اطلاعات روشنی از طرح و بافت و ویژگی های اثر، نه روایت، نه حتی قیمت مشخص. اثر فاخر، بیهویت رها شده بود؛ انگار خودِ قالی هم نمیدانست چرا آنجاست. البته در میان این وضعیت، چند استثنا هم دیده میشد: غرفههای «راه ابریشم»، «فرش دانشپور» و «فرش پارسه پورجهان» تنها نمونههایی بودند که با زیرساختی استاندارد، ارائهی شفاف اطلاعات آثار و اعلام روشن قیمتها در نمایشگاه ظاهر شدند؛ رویکردی که بیش از هر چیز، نشانهی احترام به مخاطب و مصرفکننده بود.
مسئله فقط ارائه نبود. در میان آثار، قالیهایی با نقشههای فتوشاپی هم دیده میشد؛ قالیهایی که وقتی به آنها نگاه میکردی، دچار یک سؤال آزاردهنده میشدی: وقتی نتیجهی نهایی از نظر بصری تفاوتی با فرش ماشینی ندارد، این همه انرژی، زمان و مهارت انسانی برای چه صرف شده است؟ آیا این مسیر، همان جایی نیست که دستباف، آرامآرام شأن خودش را واگذار میکند؟
سالنها، برخلاف عنوانهای پرطمطراق، از خریدار واقعی خالی بودند. همان مهمانهای همیشگی، همان چهرههای تکراری، همان دیدارهای آشنا. بیش از آنکه فضای معامله و قرارداهای بزرگ و ارتباط حرفهای شکل بگیرد، نمایشگاه تبدیل شده بود به یک مهمانی سالانهی دوستانه؛ چای، احوالپرسی و تکرار. اگر قرار است فقط دیداری تازه شود، بازار قدیمی قم برای این کار بسیار دلچسبتر است.
زمان برگزاری هم داستان خودش را داشت. نمایشگاهی که سال گذشته در بهمن برگزار شده بود، ناگهان برای آنکه به نمایشگاه فرش دستباف تهران در اسفندماه نزدیک نشود، به آذرماه منتقل شد. همهچیز در کمتر از یک ماه جمعوجور شد. انصافاً از نظر ظاهری، برگزارکنندگان توانستند صورتِ ماجرا را حفظ کنند؛ اما کافی بود در همان سالنهای تکراری و خستهکننده قدم بزنی تا تفاوت برگزاری یک نمایشگاه با سناریو و مارکتینگ هدفمند را با این مدل «رفع تکلیفی» بهوضوح ببینی.
و شاید مهمترین نشانه، جایی بیرون از خود نمایشگاه اتفاق افتاده است: اینکه هر سال چند برند معتبر و درجهیک ترجیح میدهند دیگر در این رویداد حضور نداشته باشند و بسترهای دیگری را برای ارائهی آثارشان انتخاب کنند. این یک هشدار آرام اما جدی است؛ نشانهای که میگوید عمر نمایشگاههای تکراریِ سالانه، اگر تغییری در منطق برگزاریشان ایجاد نشود، رو به پایان است.

تصویر 5: نمایی از نمایشگاه فرش دستباف قم (از وبسایت اتاق بازرگانی استان قم)
نویسندگان: زاهده بادی، واحد روابط عمومی مجموعه ایران گره
برای ثبت دیدگاه یا امتیاز، لطفاً وارد حساب کاربری شوید.
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.