در تاریخ قالیبافی ایران، عجایب و ظرایف کم نیست. گاه فراز و شکوه شاه عباسی هوش از سرمان میبرد و ما را بر تارک بازار هنر مینشاند و گاه فترت و سقوط دوران سلطان حسینی، عرق شرم بر پیشانیمان میدواند از شدت سقوط فرهنگی و هنری. در این نوشتار، اما مسافری داریم 250 ساله که داستان مشاهدات خویش از دوران قالیبافی قاجاری را بازگو میکند.
مسافری از زمان: معرفی قالی آنتیک و موزه ای فراهان
چکیده
قصه برمیگردد به اوایل سلطنت فتحعلیشاه قاجار، زمانی که تاجران عتیقه و مستشاران غربی کمکم وارد ایران میشدند و اگر کمی شانس یارشان بود و در مسیر راههای خاکی و کاروانسراهای متروکهی بازمانده از عهد صفوی گرفتار راهزنان و زورگیران نمیشدند، و نیز اگر بیماریهای مسری ناشی از آشامیدن آب آلوده و ضعف بهداشت از پای درشان نمیآورد، بالاخره خود را به دارالخلافه میرساندند و برای گرفتن امتیاز سیاسی و عمرانی یا تجارت عتیقهجات با درباریان و تاجران کلیمی دیدار میکردند.
این دوران را میتوان نقطه شروع مواجههی فرهنگ ایرانی با فرهنگ غربی در دوران مدرن دانست. شاید بد نباشد بر این مواجهه، نام «مواجههی استعماری» اطلاق کنیم؛ چرا که به اعتقاد اکثر مورخان و نظریهپردازان، هرچند ایران هرگز مستعمرهی رسمی هیچ کشوری نبوده، اما در دوران قاجار استعمار فرهنگی در ایران جاری بود.
هومی بابا، نویسندهی مشهور پسااستعمار، دربارهی این نوع برخورد فرهنگی مینویسد: هنگامی که فرهنگ مسلط استعمارگر با فرهنگ فرودست استعمارزده ملاقات میکند، این فقط فرهنگ استعمارزده نیست که تغییر میکند؛ بلکه هر دو فرهنگ دستخوش تغییراتی شگرف میشوند به طوری که بعد از این مواجهه دیگر نمیتوان گفت هماناند که قبلاً بودند... بلکه فرهنگی فضای فرهنگی بینابینی و دو رگهای تشکیل میشود که نه این است و نه آن، و در عین حال هم این است و هم آن. یعنی بعد از این مواجههی فرهنگی وارد فضایی شدیم که نه ایرانی بود، نه فرنگی، و در عین حال هم ایرانی بود، هم مدرن. و میتوان گفت پس از آن برخورد، دیگر نه ما «اصیل» ماندیم و نه غرب، ما کمی غربیتر شدیم و آنها کمی ایرانیتر!
بنابراین اگر ما به دنبال مفهوم «اصالت» در فرش دستباف ایرانی باشیم، لاجرم باید به پیش از این مواجهه سفر کنیم. در کندوکاو این دنیای (احتمالاً) اصیل پیش از استعمار، به فرش دستبافی برخوردیم که بر کتیبهاش تاریخ سنه 1202 بافته شده بود (تصویر 1)، که مقارن با زمان سلطنت فتحعلیشاه است؛ اما وقتی که محل بافت این قالی بر ما روشن شد، مفهوم «اصالت» در این دستبافته، شاهبیت داستان شد.

تصویر 1: کتیبه قالی مذکور در آن سنه 1202 بافته شده
این قالی در منطقهی فراهان اراک، جایی در همسایگی سلطانآباد بافته شده و تنها چند سال بعد از تولد این قالی، کمپانی منچستری زیگلر در سلطانآباد تأسیس شد. این شرکت چندملیتی با برپایی بیش از دو هزار کارگاه، تمام روشهای قبلی بافندگی و طراحی را تغییر داد... حتی طراحان انگلیسی را به سلطانآباد ایران آورد تا در نقوش قالیهای ایرانی دستی ببرند و بر اساس سلیقهی اروپاییهای دوران ویکتوریایی، قالیهایی جدید اما همچنان ایرانی طراحی کنند.
طرحهایی که متعلق به همان فضای دورگه و بینابینی هومی باباییاند؛ نقشمایهها و رنگهایی که نه ایرانیاند، نه اروپایی و در عین حال هم ایرانیاند، هم اروپایی!
در روایت است که بازار تجارت این قالیهای دورگهی سلطانآبادی چنان رونقی داشته که بعضی از بافندههای منطقه، بهصورت پنهانی نقشههای زیگلری را روکشی میکردند و برای خود از همان قالیهای ایرانی-مدرن پربازده میبافتند؛ و از اسناد و شواهد چنین برآورد میشود که میل عجیبی به تکرار الگوهای سلطانآباد پیدا شده بوده...

تصویر 2: نمایی از حاشیه قالی فراهان متعلق به دوره قاجار
این اشتیاق و کپیبرداری بالاخره صدای کارخانهی قالیبافی زیگلر را درآورده بوده و نامههایی برای جلوگیری از کپی طرحهایش به دربار ناصری فرستاده بوده. اما گویا اقدامات قانونی دربار برای این کمپانی منچستری چندان هم رضایتبخش نبوده؛ چرا که بالاخره به دربار خبر رسیده: «کمپانی زیگلر حدود ۳۸۰ نفر از تاجران ایرانی را به اتهام دزدیدن نقشههای زیگلری در انبار شرکت زندانی کرده و تعدادی را برای عبرت سایرین در میدان شهر به فلک بسته».
از این رویدادهای عجیب، حقارتبار و البته شوکهکننده میتوان استنتاج کرد که موج تحولات در فرش دستباف قرن نوزدهم تا چه اندازه آن را دچار انقلاب بصری، بازرگانی و اقتصادی کرده بود.
این درحالی است که پیشینهی قالیبافی در دهات و شهرهای کوچک و بزرگ این ناحیه از ایران، که قالی فراهان و ساروق با آن عظمت و قدمت، تنها بخشی از دستبافتههای این منطقه از ایران را شامل میشده، بسیار کهنتر است. بنابراین کسی نمیتواند ادعا کند پیش از این غربیها، خبری در این منطقه نبوده!
و قالی سالخوردهی داستان ما شاید در زمرهی معدود راویان بازمانده از آن دوران بکر اصالت است؛ بنابراین صحبت از مسافری سالخورده است که از چنین تحولاتی جان سالم به در برده... و با تن پشمینهی شریفش، نقوش از یاد رفته و شیوههای قدیمی و اصیل ایرانی را تا به روزگار ما با خود بار کشیده و تا به این شماره از نشریهی «دستباف» رسانده است. بر این اساس، ارزش این قالی فقط به قدمتش نیست، بلکه به روایات پنهان در لابلای تار و پودش است که برای ما سوغات آورده است.

تصویر 3: نمای کلی از قالی فراهان، متعلق به دوره قاجار، جنس گره پشم، جنس تار پنبه، اندازه 205 در 304 سانتی متر (متعلق به کالکشن خصوصی آقای مهرداد تابعی)
نویسندگان: فاطمه شیرسپهر | دکتری پژوهش هنر