
تصویر 1: سحر ایلخان، طراح فرش دستباف ایرانی
- مسیر ورود شما به طراحی فرش دستباف چگونه شکل گرفت؟ آیا این انتخاب از ابتدا آگاهانه بود؟
من سال 1384 با دیپلم ریاضی وارد رشته طراحی فرش دستباف در دانشگاه هنر تهران شدم. شاید در ابتدا این انتخاب کاملاً از روی شناخت دقیق نبود، اما خیلی زود متوجه شدم که این مسیر با روحیات من کاملاً هماهنگ است.
از همان سالهای اول، طراحی فرش دستباف برای من تبدیل به چیزی فراتر از یک رشته شد. من از اینکه ساعتها در خلوت خودم بنشینم و با نقشهها کار کنم، لذت میبردم. اینکه بتوانم آموختهها، قوانین طراحی فرش دستباف و سنتها را با ایدههای جدید ترکیب کنم، برایم جذاب بود.
به نظرم طراحی قالی یک تلفیق کامل است؛ هم سنت در آن وجود دارد، هم نگاه معاصر، هم هنر است و هم صنعت، هم خلاقیت شخصی در آن هست و هم نیاز و سلیقه مخاطب.
- تجربه آموزش دانشگاهی تا چه اندازه شما را برای ورود به بازار واقعی آماده کرد؟
دانشگاه یک پایه خیلی مهم به ما میدهد. ما اصول طراحی، ساختارها و قواعد را یاد میگیریم. اما واقعیت این است که بخش زیادی از مسیر بعد از دانشگاه شکل میگیرد.
برای من، کار واقعی زمانی شروع شد که وارد بازار شدم و با تولیدکنندهها کار کردم. هر تولیدکنندهای که با او کار کردم، یک چیز جدید به من یاد داد. چه در سبکهای مختلف مثل تبریز و قم و عشایری، چه حتی در کارهایی مانند گلیم و گبه و قالیهای مدرن.
در واقع، ما یک پایه نظری را در دانشگاه یاد میگیریم، اما این بازار است که ما را قدمبهقدم جلو میبرد و پخته میکند.

تصویر 2: گوشهای از قلم طراحی سحر ایلخان
- طراحی برای شما از کجا شروع میشود؟ از ایده شخصی یا از مواجهه با بازار؟
برای من طراحی تقریباً همیشه از سفارش شروع میشود. یعنی پیش نیامده که بدون هدف مشخص، فقط بخواهم یک طرح بکشم.
اولین کاری که میکنم این است که سفارش را دقیق بررسی میکنم. اینکه سفارشدهنده چه میخواهد و مهمتر از آن، چه تعریفی از «قالی خوب» دارد. بعد میروم تولیدات قبلی او را میبینم تا بفهمم چه چیزی را زیبا میداند.
چون واقعاً سلیقهها متفاوت است. چیزی که برای یک نفر زیباست، ممکن است برای دیگری نباشد. بعد از این شناخت، آموختههای خودم، اصول طراحی، تجربهها و ایدههایم را در همان مسیر قرار میدهم و سعی میکنم به یک نتیجه واحد برسم.
- فکر میکنید این مواجههای که گفتید چقدر به این مربوط میشود که شما جزو نسل جدید طراحان هستید؟ آیا این نگاه، ویژگی طراحان جوانتر است؟
فکر میکنم بخشی از این نگاه به شرایطی برمیگردد که نسل ما در آن وارد بازار کار شده است. ما در زمانی شروع به کار کردیم که فاصله بین آموزش دانشگاهی و واقعیت بازار خیلی ملموستر بود و اگر این فاصله را درک نمیکردیم، عملاً نمیتوانستیم در کار بمانیم.
برای همین، شاید نسبت به نسلهای قبل، متفاوتتر و جدیتر با بازار مواجه شدیم و یاد گرفتیم که طراحی را در ارتباط با یک سفارش واقعی، یک سلیقه مشخص و یک امکان تولید ببینیم. این به این معنا نیست که ایده شخصی کنار گذاشته میشود، بلکه مسیر شکلگیری ایده متفاوت میشود؛ یعنی ایده در خلأ شکل نمیگیرد، بلکه در گفتوگو با بازار، با تولیدکننده و با مخاطب شکل میگیرد.
به نظرم این ویژگی در خیلی از طراحان جوان وجود دارد؛ چون ناچارند همزمان چند چیز را با هم ببینند: هم اصالت طراحی، هم امکان تولید، هم فروش و هم تداوم کار. شاید نسلهای قبل بیشتر فرصت این را داشتند که در یک فضای مشخصتر کار کنند، اما ما در شرایطی هستیم که باید مدام خودمان را تطبیق بدهیم.
در عین حال، این مواجهه فقط یک محدودیت نیست، بلکه یک فرصت است. چون وقتی طراح بتواند بازار را بشناسد و در عین حال نگاه خودش را حفظ کند، نتیجه میتواند کاری باشد که هم هویت دارد و هم امکان حضور در بازار را پیدا میکند. به نظرم چالش اصلی نسل ما دقیقاً همین حفظ تعادل است.
- در این مسیر، آیا نگاه بازار یا تولیدکننده باعث تغییر در نگاه شما شده است؟ یعنی تجربه بازار نگاه جوان و مستعد شما را تغییر داده؟
خیلی زیاد. بارها پیش آمده که در ابتدا با نظر یک تولیدکننده مخالفت داشتم و فکر میکردم نتیجه خوبی نخواهد داشت. اما وقتی کار را انجام دادم، دیدم اتفاقاً نتیجه خوب شده است.
این تجربهها باعث شد بفهمم که نباید نگاه تولیدکننده یا تجربهای که پشت آن نهفته است را دستکم گرفت. آنها تجربه بازار دارند و این تجربه خیلی ارزشمند است.
حتی یک بار در کاری که برای یکی از تولیدکنندهها انجام دادم، از من خواسته شد که ساختار یک نقشه قم را با نقوش قشقایی ترکیب کنم. در ابتدا فکر نمیکردم نتیجه خوبی داشته باشد، اما در نهایت کار موفقی شد.
اینها چیزهایی است که فقط در کار کردن با بازار آموخته میشود.
- جایگاه طراحی در ارزش نهایی فرش دستباف را چگونه میبینید؟
به نظر من، ارزش یک فرش دستباف حاصل مجموعهای از عوامل است. نمیشود فقط طراحی را در نظر گرفت. مواد اولیه، رنگرزی، بافت و همه مراحل در کنار هم یک فرش دستباف خوب را میسازند.
اما در عین حال، اولین چیزی که مخاطب میبیند، طرح و نقش است. مخاطب ما فقط متخصصین نیستند؛ همه مردم هستند. بنابراین این طرح است که اولین ارتباط را ایجاد میکند.
به همین دلیل، طراحی نقش بسیار مهمی دارد و همیشه هم خواهد داشت.
- آیا پیش آمده که به خاطر بازار، طرحی را تغییر دهید یا کنار بگذارید؟
بله، این اتفاق میافتد. گاهی سفارشدهنده ایدهای دارد که با سلیقه من متفاوت است و در نهایت باید آن را اجرا کنم.
در چنین مواردی، ممکن است نتیجه از نظر من کامل نباشد و حتی در ذهنم آن کار را جزو کارهای مورد علاقهام ندانم. اما این بخشی از کار است.
البته به نظرم بهترین حالت این است که طراح و تولیدکننده بتوانند همدیگر را قانع کنند. اگر فرصتی باشد که ایده طراح اجرا شود و بعد تغییرات اعمال شود، نتیجه معمولاً بهتر خواهد بود.

تصویر 3 و 4: نمونهای نقشههای طراحی شده توسط سحر ایلخان در راستای احیا آثار مناطق قالیبافی ایران در شرکت فرش ایران
- تجربه حضور در شرکت سهامی فرش ایران چه تأثیری بر مسیر حرفهای شما داشت؟
این دوره برای من یک نقطه عطف بود. کار کردن در کنار استاد فقیرحق واقعاً برای من بسیار ارزشمند بود.
یادم هست در یکی از کارها، نقشهای کشیده بودم و ایشان بخشی از آن را پاره کردند و گفتند این قسمت را باید دوباره کار کنی. آن لحظه خیلی سخت بود، اما وقتی دوباره کشیدم، دیدم چقدر بهتر شده است.
این تجربهها باعث شد خیلی پیشرفت کنم. واقعاً هر لحظهای که آنجا بودم، چیزی یاد گرفتم.
- تجربه تدریس چه تأثیری بر نگاه شما به نسل جدید داشته است؟
تدریس برای من خیلی لذتبخش است، حتی بیشتر از طراحی. مهمترین چیزی که در آموزش برایم اهمیت دارد، ایدهپردازی است.
به دانشجوها میگویم که لازم نیست حتماً همهچیز را کامل بلد باشید، اما باید بتوانید فکر کنید. دوست دارم هر دانشجو مسیر خودش را پیدا کند.
در عین حال، همیشه تأکید میکنم که شناخت بازار و اصول طراحی را فراموش نکنند. این دو باید در کنار هم باشد.
- آیا تا به حال به تولید ایدههای شخصی خود فکر کردهاید؟
بله، فکر میکنم این آرزوی اکثر طراحان است که طرحهای خودشان را تولید کنند.
برای من، در دورهای که در شرکت سهامی فرش ایران بودم، این امکان فراهم شد که طرحهایم را در قالب قالی بافتهشده ببینم و این تجربه خیلی خوبی بود.
بعد از آن، به همراه دو نفر از دوستانم در شیراز، شروع به تولید گلیم و گبه کردیم. این کار برای رقابت با تولیدکنندههای بزرگ نبود، بلکه برای تجربه کردن فرآیند تولید بود.
از خرید مواد اولیه تا ارتباط با بافندگان، همه اینها تجربهای بود که باعث شد نگاه من به طراحی کاملتر شود.

تصویر 5: نمونههای از گلیم تولید شده توسط سحر ایلخان
- سؤال: آینده طراحی فرش دستباف را چگونه میبینید؟
به نظرم نمیشود از تکنولوژی و پیشرفتها فاصله گرفت. هوش مصنوعی و ابزارهای جدید میتوانند کمککننده باشند. اما فکر نمیکنم بتوانند جای ذهن خلاق یک طراح را بگیرند. طراحی واقعی از تخیل و تجربه شکل میگیرد.
- مهمترین چالش امروز یک طراح چیست؟
یکی از مهمترین چالشها، مسئله قیمتگذاری است. طراحان باید برای دستمزد خود مذاکره کنند و این کار سادهای نیست.
در حالی که زمان زیادی برای طراحی صرف میشود، اما چارچوب مشخصی برای قیمتگذاری وجود ندارد و این موضوع آزاردهنده است.

تصویر 6: رونمایی از قالی بازبافیشده دوره صفوی با بازطراحی سحر ایلخان به سفارش تورج ژوله و جبرائیل صفری- مهرماه 1404، موزه فرش ایران
روایت سحر ایلخان، روایت نسلی است که طراحی فرش دستباف را نه صرفاً بهعنوان ادامه یک مسیر، بلکه بهعنوان یک انتخاب آگاهانه در شرایط امروز برگزیده است.
در این روایت، آینده قالی ایرانی در تداوم صرف گذشته تعریف نمیشود، بلکه در بازتعریف آن شکل میگیرد؛ در جایی که طراح میان تجربه، بازار، آموزش و خلاقیت، تعادلی تازه ایجاد میکند.
آنچه در این گفتوگو برجسته است، نه فقط مسیر یک طراح، بلکه نوعی نگاه به آینده است؛ آیندهای که در آن، قالی ایرانی همچنان زنده میماند، اما با زبانی که نسل نو آن را شکل میدهد.