
تصویر 1: محمد ایرانی، رییس اتاق بازرگانی استان قم
جایگاه راهبردیتر فرش دستباف در ساختار اتاق بازرگانی قم
به گفته او، فرش دستباف امروز نسبت به سالهای گذشته جایگاهی راهبردیتر و ساختاریافتهتر در اولویتهای اقتصادی اتاق بازرگانی قم پیدا کرده است. این تغییر صرفاً در سطح شعار باقی نمانده، بلکه در ترکیب مدیریتی اتاق نیز بازتاب یافته است؛ بهگونهای که دو نفر از اعضای هیئترئیسه اتاق از فعالان باسابقه و پیشکسوتان حوزه فرش دستباف استان و کشور هستند. به اعتقاد او، همین حضور باعث شده مسائل فرش دستباف در سطح تصمیمسازی با درک عمیقتری پیگیری شود.
در همین چارچوب، اتاق بازرگانی قم اقدام به فعالسازی «کمیسیون فرش، هنر و صنایع دستی» کرده است؛ کمیسیونی که در کنار اتحادیه صادرکنندگان فرش دستباف، وظیفه احصای تخصصی چالشها، تدوین نظرات کارشناسی و انتقال منسجم مطالبات به مجامع استانی و ملی را برعهده دارد.
اقدامات عملی و محورهای پیگیری
محمد ایرانی تأکید میکند که اتاق بازرگانی از طریق کمیسیون فرش و اتحادیه صادرکنندگان، در نشستها و مجامع تخصصی مرتبط با فرش دستباف در سطح استانی و ملی دارای کرسی فعال است و از این مسیر، دیدگاههای فعالان فرش دستباف قم مستقیماً به نهادهای تصمیمگیر منتقل میشود.
از جمله محورهای جدی فعالیت اتاق، مطالبه ایجاد نمایشگاههای دائمی فرش دستباف در سفارتخانههای ایران در کشورهای هدف و پیگیری این موضوع از معاون اقتصادی وزیر امور خارجه، تسهیل حضور تولیدکنندگان و صادرکنندگان در نمایشگاههای داخلی و خارجی، و همچنین کاهش تعهدات ارزی صادرکنندگان فرش دستباف است.
هدف اعلامشده او روشن است: برداشتن موانع غیرتجاری از مسیر صادرات تا تولیدکننده و تاجر بتوانند با منطق اقتصادی در بازارهای هدف حضور داشته باشند.
تحلیل ضعفهای بازار؛ مجموعهای از کاستیهای بههمپیوسته
به باور رئیس اتاق بازرگانی قم، ضعف بازار فرش دستباف را نمیتوان به یک عامل تقلیل داد. او از مجموعهای از کاستیهای بههمپیوسته سخن میگوید:
- شکاف میان طرحهای تولیدی و سلیقه واقعی بازار
- استفاده کمعمق و غیرهدفمند از ظرفیتهایی مانند دیجیتالمارکتینگ و فناوریهای نوین از جمله هوش مصنوعی
- ساختارهای ناکارآمد بازاریابی داخلی و بینالمللی
که موجب شده بسیاری از برندها دیده نشوند و سهم بازار کاهش یابد.
در کنار این مسائل، سیاستهای قیمتگذاری و فشارهای ناشی از مقررات ارزی نیز صادرات فرش دستباف را در بسیاری موارد غیراقتصادی کرده است.
او نقش اتاق بازرگانی را در این میان، بیش از هر چیز در حوزه تسهیلگری و مطالبهگری تعریف میکند: از یکسو فراهمکردن زمینه حضور در بازارهای هدف و نمایشگاهها، و از سوی دیگر پیگیری اصلاح مقررات و برگزاری دورههای آموزشی تخصصی در حوزه بازاریابی، دیجیتالمارکتینگ و کاربرد فناوریهای نوین برای فعالان فرش دستباف.

تصویر 2: جلسهای مربوط به بررسی چالشهای فرش دستباف در اتاق بازرگانی استان قم
فرش دستباف؛ نه صرفاً مصرفی، نه سرمایهایِ جذاب گذشته
در پاسخ به این پرسش که چرا فرش دستباف از کالای سرمایهای به کالایی مصرفی تبدیل شده، محمد ایرانی نگاه دوگانهای ارائه میدهد. از نظر او، نمیتوان فرش دستباف ایران و بهویژه قالی نفیس ابریشم قم را بهسادگی کالای مصرفی دانست؛ زیرا افزایش هزینههای تولید، کمبود نیروی انسانی ماهر، مشکلات تأمین مواد اولیه و افت صادرات، قیمت تمامشده را بهشدت بالا برده و امکان خرید سنتی آن برای بخش بزرگی از جامعه کاهش یافته است.
در عین حال، او میپذیرد که فرش دستباف دیگر مانند گذشته یک کالای سرمایهایِ جذاب نیز محسوب نمیشود. علاوه بر عوامل اقتصادی، عدم همگامی با سلیقه بازار، کاهش قدرت رقابت با سایر صنایع و گسترش بازارهای مالی جدید باعث شده سرمایهگذاران گزینههای متنوعتر و پربازدهتری پیشرو داشته باشند. اگر فرش دستباف با منطق جدید بازار تطبیق پیدا نکند، طبیعی است که از سبد سرمایهگذاریها کنار گذاشته شود.
تغییر نگاه؛ پیششرط بازگشت به جایگاه شایسته
محمد ایرانی مهمترین تغییر موردنیاز برای آینده فرش دستباف را «اصلاح نگاه» در سه سطح صنف، فعالان بازار و نهادهای تصمیمگیر میداند. از نظر او باید از نگاه صرفاً سنتی و محافظهکارانه عبور کرد و فرش دستباف را بهعنوان یک حوزه فرهنگی-اقتصادی با منطق بازار جهانی دید.
این تغییر به معنای پذیرش تحول در طراحی، بازاریابی، شیوههای فروش و حتی مدلهای حکمرانی این حوزه است. همزمان، نهادهای تصمیمگیر نیز باید بپذیرند که با مقررات سختگیرانه و غیرمنعطف نمیتوان این حوزه را احیا کرد.
او تأکید میکند که برای بازگشت سهم فرش دستباف در اقتصاد، صادرات و اشتغال، باید مسیر تولید تا بازار تسهیل شود، سیاستهای ارزی و تجاری با واقعبینی اصلاح شود و بخش خصوصی بهعنوان شریک اصلی در تصمیمسازی به رسمیت شناخته شود.
چشمانداز اتاق بازرگانی قم
در جمعبندی نگاه او، آینده فرش دستباف نه در بازگشت صرف به گذشته، بلکه در انطباق با قواعد امروز اقتصاد جهانی تعریف میشود.
اگر فرش دستباف بهعنوان یک حوزه فرهنگی-اقتصادی دیده شود، اگر موانع سیاستی کاهش یابد و اگر بخش خصوصی در مرکز تصمیمسازی قرار گیرد، میتوان انتظار داشت که این هنر دوباره جایگاهی متناسب با ظرفیتهای خود در اقتصاد کشور و بازارهای جهانی پیدا کند.